واقعيت غير قابل انکار اينست که بعد از پيامبر اسلام صحابه سومين خليفه او را در منزلش کشتند و يکي از صحابه را به خلافت انتخاب کردند
سپس صحابه به جنگ هم رفتند و چه خونها که ريخته نشد
سپس خليفه چهارم بر منابر در طول حکومت بني اميه لعن شد نزديک به هشتاد سال و فرزند دختر رسول خدا در کربلا غريبانه و مظلومانه کشته شد
آيا واقعا بعد از پيامبر هيچ انحراف آشکاري در امت اسلام بوجود نيامد اگر نيامد چرا اين اتفاقات افتاد
نقشي که حاکمان اموي و عباسي در شکل گيري فرهنگ ديني داشتند غير قابل انکار است طبيعتا عالمان درباري به نفع اين حاکمان که جناياتشان برگه سياهي بر تاريخ اسلام است طوري فعاليت کردند که انگار هيچ اتفاق ناگواري نيافتاده و خدا خواسته که معاويه و يزيد حاکم باشند
فراهم کردن امکانات براي گسترش فرهنگ غلط تصحيح رفتار خلفا وجلوگيري از نقد آنان ودر خفا نگه داشتن وبه فراموشي سپردن فرهنگ انتقادي خاندان پيامبر به حدي است که از خاندان رسالت در عين تصريح به وثاقت و عظمت و دانايي وتقوي اثري در کتب حديثي اهل سنت نيست