سفارش تبلیغ
صبا
قربانگاه خردها را بیشتر آنجا توان یافت که برق طمعها بر آن تافت . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :11
بازدید دیروز :15
کل بازدید :158565
تعداد کل یاداشته ها : 133
97/8/1
4:32 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
صادق مصلحی[38]

خبر مایه
لوگوی دوستان
 

خون شهید محمد حسین مصلحی وادقانی را منافقانی بر زمین ریختند که ایرانی بودند و فارسی زبان و ظاهرا مسلمان. نظام آخوندی و سپاه و حوزه های علمیه را دشمن درجه یک خود می دانستند و با دشمنان نظام دوستی محکم داشته و دارند. اجازه نخواهم داد دوباره منافقانی که خود با نظام و اسلام دشمنی دارند با نام دفاع از دموکراسی خون این شهید را پایمال کنند.

سلام

ضمن تبریک به حسن روحانی به عنوان رییس جمهوری منتخب مردم که توانست اعتماد بیش از نیمی از رای دهندگان را جلب کند و یک تنه  پنج نفر را شکست دهد.                                                                                 

کافی بود هفت دهم درصد در آراء تقریبا حدود سیصد هزار رای دستکاری شود.

نیاز نبود یازده میلیون رای جابجا شود.

برگه های تانخورده زیادی لازم نبود تا آرای اصولگرایان بیشتر شود.

شاید ابطال آرای چند صندوق کافی بود تا انتخابات به دور دوم کشیده شود.

دولت همان دولت است و شورای نگهبان همان شورا اما تنها با فاصله چهار سال نتیجه یک انتخابات نتیجه ای بر اثر تقلب می شود و دیگری دموکراتیک ترین انتخاب.

اما همانها که انتخابات را تحریم کرده بودند و نهایتا رای خود را به صندوق انداختند ثابت کردند که تقلب بزرگ یک دروغ بزرگ بود. ملاک دموکراسی از دیدشان تنها پیروزی آنهاست نه قانون و نه رای ملت.





92/3/26::: 5:3 ع
نظر()
  
  
نزدیک به دو سال از ظهور و سقوط جنبش سبز میگذرد اما تاثیری که در من گذاشت شاید تا سالها ادامه داشته باشد و این به خاطر تاثیر تلخی است که این جنبش بر زندگی شخصی من گذاشت.
  برخی سالهاست از جریان شبه انقلابی بریده از روحانیت و مزین به عینک بد بینی کورکورانه تبعیت و تقلید می کنند .اگر شکمشان سیر باشد شیفتگی خود نسبت به ادبیات زیبای شریعتی و سروش با افتخار اعلام می کنند. کسانی که نه خود راه را بلدند و نه راه بلدها را قبول دارند. حق را با شخص می سنجند چون نمی دانند حق چیست و به همین دلیل خرده می گرفتند که چرا در فلان زمان به فلانی رای دادی و بعدا با او مخالف شدی .چنان مجذوب بتهایشان هستند که تصور گذر کردن از آنها و پرستش حق برایشان محال است.از  موعود دم می زنند اما منکرش را هم قبول دارند .برای فاطمه عزا می گیرند و به خدای فاطمه ایراد می کنند که چرا زن را بدبخت آفریدی و به پدرش انتقاد می کنند که چرا در دینت ارث زن نصف مرد است و مجازاتش یکسان؟
و من ناچار با این افراد همنشینی داشتم و روح را صحبت ناجنس عذابیست الیم.
 این وبلاگ مجالی برای بیان این تلخکامی هاست .اکنون هم که تمام جهان اسلام در آتش قیامهای مردمی می سوزد سکوت سبزها کامم را تلخ می کند البته اشتباهات احمدی نژاد هم سببی است برای تلخکامی بیشتر .پشیمان نیستم که به او رای دادم چون حداقل اصول را که قبول دارم نابود نکرده اما چشمم را بر اشتباهاتش نمی بندم آنطور که برخی عاشق دیگران بودند و چشمشان جز زیبایی نمی دید.سعی می کنم همانطور که کارهای مثبت،شجاعانه،مهم و اثر گذار  احمدی نژاد را ببینم و برایش ارزش قائل باشم خطاهای او را هم ببینم .اما برایم دردناک است که همچنان برخی چشمشان بسته و اگر چشمشان باز شده زبانشان در کام باشد این بیهوشی و سکوت برایم دردناک است .
ولی عجیب نیست!

90/2/3::: 7:18 ع
نظر()
  

روز 22 بهمن ماه سال 1357 اتفاقی که در خیابان ایران (نزدیک میدان شهدا) افتاد، تجمعی بود اندک که جمعی از ضد انقلاب ترتیب داده بودند. آن روز‌ها اقامتگاه امام (ره) در‌‌ همان خیابان ایران بود و این جمع اندک جلوی خانه امام در‌‌ همان خیابان جمع شده و شعارهای ضد انقلاب و ضد امام سر دادند.

این تجمع را می‌توان اولین تلاش عناصر ضدانقلاب و منافقین برای نابود کردن انقلاب دانست؛ تلاشی که البته هیچ ثمره‌ای نداشت و حتی ثبت تاریخی هم نشد.

رهبر معظم انقلاب هم در 19 دی سال گذشته، به این تجمع اشاره کردند و فرمودند: «« از اول انقلاب و در طول سالهاى متمادى، کى‌‌‌ها زیر پرچم مبارزه‌‌ى با امام و انقلاب ایستادند؟ آمریکا در زیر آن پرچم قرار داشت، انگلیس در زیر آن پرچم قرار داشت، مستکبرین در زیر آن پرچم قرار داشتند، مرتجعین وابسته‌ی به نظام استکبار و سلطه، همه در زیر آن پرچم مجتمع بودند؛ الان هم همین جور است. الان هم شما نگاه کنید از قبل از انتخابات سال 88، در این هفت هشت ماه تا امروز آمریکا کجا ایستاده است؟ انگلیس کجا ایستاده است؟ خبرگزارى‌‌هاى صهیونیستى کجا ایستاده‌اند؟ در داخل، جناحهاى ضد دین، از توده‌‌اى بگیر تا سلطنت‌‌‌طلب، تا بقیه‌‌ى اقسام و انواع بى دین‌‌‌ها کجا ایستاده‌‌اند؟ یعنى‌‌ همان کسانی که از اول انقلاب با انقلاب و با امام دشمنی کردند، سنگ زدند، گلوله خالی کردند، تروریسم راه انداختند، سه روز از پیروزی انقلاب در بیست و دوی بهمن گذشته بود، همین آدم‌ها با همین اسم‌ها آمدند جلوی اقامتگاه امام در خیابان ایران، بنا کردند شعار دادن؛ همان‌ها الان می‌آیند توی خیابان، علیه نظام و علیه انقلاب شعار می‌دهند! چیزی عوض نشده. اسم‌شان چپ بود، پشت سرشان آمریکا بود؛ اسم‌شان سوسیالیست بود، لیبرال بود، آزادی‌طلب بود، پشت سرشان همه‌‌ی دستگاه‌‌‌های ارتجاع و استکبار و استبداد کوچک و بزرگ دنیا صف کشیده بودند! امروز هم همین است. این‌ها علامت است، این‌ها شاخص است؛ و مهم این است که ملت این شاخص‌ها را می‌فهمد؛ این چیزی است که انسان اگر صدها بار شکر خدا را بکند، حقش را به جا نیاورده است؛ سجده‌‌‌‌ی شکر کنیم


  

بعد از مدتی یکی از بروشورهای تبلیغاتی مهندس موسوی را برداشتم (که جنجالی بزرگ را در پی داشت) و مطالعه  کردم تا یکبار خارج از فضای هیجانی قبل از انتخابات آنرا بررسی کنم .با مطالعه این بروشور به چند نکته جالب توجه برخورد کردم .

شما هم نظر خود را درباره این چند نکته بگویید.ادامه مطلب...
88/12/9::: 6:3 ع
نظر()
  

دو
واژه معروف دموکراسی و دیکتاتوری هر کدام دو تعریف متفاوت و به تبع آن طرفداران متفاوت دارند. از نظر
علمی یک تعریف و از نظر عملی یک تعریف دیگر. یعنی وقتی در کتاب به دنبال معنای آن
میگردی یک معنی دارند اما در عمل که بررسی می کنی و به تحقیق میدانی می پردازی یک
معنی دیگر دارند.
مثلا دموکراسی یعنی مردمسالاری یا حکومت مردم بر مردم یعنی مردم خود حاکمان و نظام
حکومتی خود را انتخاب کنند اما
ادامه مطلب...

88/11/24::: 12:20 ص
نظر()
  

بگو شیخ بیاید «رو به فردا»، با «آرای
باطله» مناظره کند. ساده‌ای تو چقدر شیخ! جواد هم ، به جای «اطاعت» از تو،
به موسوی رأی داد!!... آقای مطهری! مقصر احمدی‌نژاد نبود که در مناظره آن
حرف‌ها را زد، مقصر امام بود که انقلاب کرد. اصلاً مقصر، ابوتراب بود، که
به جای میانه‌روی، طلحه و زبیر را از خود طرد کرد، و در مناظره با «عقیل»،
آهن گداخته به دستش نهاد...


آن
روزها، در «بیمارستان نجمیه» وقتی «ماما» خبر آورد که «سمیه» صحیح و سالم
به دنیا آمده است، مادر نخندید. اشکش از شوق به دنیا آمدن سمیه نبود،
واقعا داشت گریه می‌کرد، ضجه می‌زد، آخر دقایقی پیش، از رادیو، با همین
گوش‌های خودش، که آن زمان «سمعک» نداشت، خبر شهادت همسرش را شنید؛ پس این
روزها، تنها سالگرد عملیات کربلای پنج، در زمستان 65 نیست، سالروز تولد
سمیه خانم هم هست، و سمیه در همان روزی به دنیا آمد، که پدرش «محمد»، در «سه‌راهی شهادت»، به شهادت رسید.
جشن تولد سمیه، سال‌هاست که در کنار مزار پدر برگزار می‌شود، به صرف خرما،
شمع، اشک، چفیه، پلاک و یک مشت خاک از یک سرزمین پاک. مادرش می‌گوید خوردن
کیک سر خاک پدر شگون ندارد. سمیه دیروز وارد بیست‌وچهارمین سال زندگی‌اش
شد و پدرش‌ تنها 23 سال از خدا عمر گرفت، و با این «غبار»، گرد یتیمی از
صورت سمیه، پاک نخواهد شد، و دیروز جشن تولد سمیه بود. مادرش، کارت دعوت
فرستاد به همه مسوولان، که در ترافیک «بزرگراه شهید اشرافیت انگلیسی» گیر
کرد و به دست شان نرسید. باز هم جشن تولد سمیه، در «قطعه 26»، غریبانه
بود، و باز هم «مترو» ادامه مطلب...

88/10/30::: 7:4 ع
نظر()
  
  
میرحسین موسوی با اشاره به آنکه نه خود نه کروبی و نه خاتمی برای عاشورا بیانیه نداده اند، اغتشاشگران را "مردم خداجوی" نام می برد و بدون اشاره ای به تبلیغات وسیع منافقین و ماهواره های ضد انقلاب حرکت ضد اسلامی در روز عاشورا را "حرکتی خود جوش" می داند.

به گزارش برنا، داماد لرستان در حالیکه هتاکان را "عزاداران حسینی" می خواند، بی هیچ اشاره ای به شعار "مرگ بر اصل ولایت فقیه" ادامه می دهد: "عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند."

همسر زهرا رهنورد، با نادیده گرفتن آتش زدن بانک و ساختمان ها و اموال عمومی، بستن راه عزاداران حسینی، سوت و کف و هلهله حامیان سبزپوش و ... در اقدامی عجیب از صداوسیما خواستار پخش تصاویر هتاکی می شود: "اگر صدا و سیما یک جو انصاف و عقل داشت می توانست برای تلطیف فضا و نزدیک کردن مردم به همدیگر گوشه ای از این صحنه ها را نشان دهد."

وی با هراسی آشکار از شعارهای مردم میلیونی در اجتماع بزرگ عاشوراییان و برای فرار رو به جلو از دست محکمه قضایی ادامه می دهد: "بنده به صراحت و روشنی می گویم فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد."

موسوی با انتقاد و ناراحتی از آیت الله علم الهدی در پی سخنرانی مستدلش در روز چهارشنبه و آشکار کردن خط نفاق و حزب شیطانی جریان آشوبگر، بدون اشاره به اقادامات تروریستی منافقین و هوادارانش در 6 ماهه گذشته ادامه می دهد: "این چه سخنرانی است که از تریبون دولتی مردم را به جنگ با یکدیگر دعوت می کند و یک عده را حزب الله می نامد و عده ای دیگر را حزب الشیطان؟ بارها در یک سخنرانی کوتاه اعلام می کند مردم توجه کنید جنگ است! آیا این سخنان دعوت به جنگ و شورش داخلی نیست؟"


وی بدون یاد کردن از شعارهای "نه غزه نه لبنان" در راستای منافع رژیم صهیونیستی و یا شعار "جمهوری ایرانی" در راستای منافع سکولارها و ضد انقلاب و منافقین از انتصاب هوادارانش با منافقین گله می کند و می گوید: "تهمت بی دینی و همراهی با قدرتهای بیگانه مستکبر و افراد بدنام و جریانهای منحوسی چون منافقین ناشی از چشم بستن به ماهیت مشکلات ملی کشور است. من به عنوان یک دلسوز می گویم منافقین با خیانت ها و جنایت های خود مرده اند، شما برای کسب امتیازهای جناحی و کینه ورزی آنها را زنده نکنید."

موسوی که هنوز خاطره دروغ بزرگ "تقلب در انتخابات"ش در ذهن ها زنده است، چند هزار نفر اغتشاشگر را در مقابل جمعیت میلیونی و ضد اشرافیت جنبش می خواند و می افزاید: "جنبش سبز مخالف دروغ است و آنرا آفتی خانمان برانداز برای کشور می داند و از اینرو دروغ های سیاسی و امنیتی و اقتصادی و فرهنگی و امثال آنرا خطری بزرگ برای کشور می دانیم."

البته سابقه عدم اطلاع موسوی از اخبار و اتفاقات امری مسبوق به سابقه است بطوریکه وی در ختم سعید پورآقایی که هنوز زنده و کاملا سالم  است، برای عرض تسلیت! شرکت کرده بود.

موسوی بدون اینکه از تبلیغات وسیع بی بی سی فارسی، صدای آمریکا، سی ان ن و سایر رسانه های آمریکایی و انگلیسی و بیانیه های متعدد کاخ سفید و اوباما در حمایت از آشوب های خود یاد کند، می گوید: "ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی. تا حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید یاری آنها را داریم. "

این "نقاش خیال پرداز" در حالیکه گویا از وقایع عاشورای امسال کمترین اطلاعی ندارد و نه سوت و کف و هلهله ای شنیده نه شعراهای رادیکال و نه آتش بر اموال مردم را، حرمت شکنی آشکار روز عاشورا را با اگر و اما همراه می کند و می افزاید: "مسلما حرمت شکنی اگر در روز عاشورا صورت گرفته باشد مورد تایید ما نیست"

وی در حالیکه 6 ماه تمام به انکار، مخالف و معاندت با قانون اساسی و اصول آن مبادرت ورزیده است، در پایان بندهایی می آورد و تاکید دارد که "دولتی روی کار بیاید و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چهارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد."

موسوی که گویا کتاب قانونش تنها چند بند قانون اساسی را داراست، در پایان بر " به رسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکل ها و پایبندی به اصل 27 قانون اساسی" تاکید می کند و از اصول دیگر قانون و شروط اجرای بند 27 سخنی نمی گوید.
88/10/12::: 9:29 ص
نظر()
  
   1   2      >