ما در زندگي خود با افراد مختلفي ارتباط بر قرار مي کنيم با سلايق مختلف ونظرات گوناگون مثل کارمند بانک ،راننده تاکسي صاحب مغازه ،همسايه، دوست، فاميل ،همکار، وحتي غريبه ها. براي ما مهم است که آنها نسبت به ما چه نظري داشته باشند .آيا مارا فردي خوش اخلاق بدانند يا نه؟ شخصي منظم وبا وقار يا بي نظم وجلف ،انساني محترم بدانند يا معمولي وناشناس اين ميل که مي توان آنرا ميل به ستايش ناميد بر رفتار ما تاثير زيادي دارد ما دوست داريم ديگران مارا انساني مثبت وداراي صفات خوب بدانندپس رفتار خود را با نظرات آنها متناسب مي کنيم. با توجه به سليقه هاي مختلف افرادهر گز نمي توان
اولا: نظر همهه را به خود جلب کرد
وثانيا: نظر همه را درست دانست حتي اگر با هر کسي به دلخواه او بر خورد کنيم باز متهم به نفاق ودورويي مي شويم اگر کسي در بر خورد هايش مزاح کند وبخندد عده زيادي اورا خوش اخلاق وعده اي هم اورا انساني سبک وبي شخصيت واگر در روابط خود با ديگران جدي باشد وکم حرف بزند عدهاي اورا انساني با وقار وشخصيت وصف ميکنند وعدهاي هم اورا به کبر سرزنش مي کنند اگر کسي به مسايل ديني ازقبيل نماز اول وقت ،غيبت نکردن ،حجاب وحيا توجه کند عده اي اورا مومن ومعتقد مي دانند وعدهاي وهم اورا انساني خشک و متعصب اگر اين شخص با زني نا محرم شوخي کند براي نماز اول وقت عجله نکند وبراي حرف زدن محدوديتي نداشته باشد گروهي اورا سهل انگار ولا ابالي وعده اي اورا انساني اجتماعي مي داننداينها واقعيت هاي زندگي اجتماعي ماست اما کدام سليقه سالم وکدام رفتار درست است تا از آن پيروي کنيم
تاثير پذيري مااز سخنان ديگران گاه به حدی است که می دانیم نظر طرف مقابل غلط است اما برای جلب نظر او به رفتار غلط رو می آوریم واز رفتار صحیح خود دست می کشیم وحقیقت این است که باید بعضی وقتها نظر غلط دیگران را محترم شمردوبه آن توجه کرد اما تا کجا ؟
به قول علیرضا قزوه : خدایا به ما اسلام ناب امریکایی عطا کن تا از هر اتهامی مبرا باشیم
لطفا شما هم نظر خود را بنویسید