• وبلاگ : چراغواره
  • يادداشت : اختلاف در جامعه
  • نظرات : 2 خصوصي ، 14 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام:
    كد امنيتي:
      
      
     
    + صادق مصلحي 
    حسين عزيز منتظر اثبات ادعاهاي مطرح شده از سوي شما هستم 
    + از طرف يك حسين ديگر 
    اولاً از گفتگوي مستقيم معذورم چون نمي خواهم هويتم براي شما و ديگران روشن شود چون ممکن است شما با شناخت من جهت گيري ديگري داشته باشيد. ثانياً شما هم عادت داريد مانند آقاي احمدي نژاد جواب سوال را با سوال بدهيد. بهتر است به تک تک سوالهاي ما پاسخ دهيد و بعد سوالات خود را مطرح کنيد.
    باور بفرماييد فرق من و شما در اعتقاداتمان نيست بلکه در شناختمان از اين حکومت است. باور بفرماييد عملکرد اين حکومت به مراتب بدتر از حکومت معاويه و يزيد است. اگر شما هم اين مساله را قبول کنيد مطمئناً حکومت لاييک را بر اين حکومت که از اسلام تنها نام آن را يدک مي کشد ترجيح خواهيد داد.
    من هم مي دانم که حکومت اسلامي بهتر از حکومت لاييک است اما حکومت اسلامي که رهبري آن را يک معصوم بر عهده داشته باشد نه يک روحاني که خود را به دروغ نايب عام امام زمان بداند و مانند هر انسان ديگري جايز الخطا باشد.
    پاسخ

    فرموديد: بهتر است به تک تک سوالهاي ما پاسخ دهيد و بعد سوالات خود را مطرح کنيد
    سوالاتي که من پرسيدم همه براي اثبات ادعاهاي شما بوده يعني شما ادعايي را مطرح کرديد و من از شما براي اثبات آن دليل خواستم اما اگر سوالي داشتيد که در آن فقط سوال بود و هيچ ادعايي مطرح نشده بود و من بي پاسخ گذاشتم آنرا ياد آوري کنيد تا پاسخ بگويم اما قبلا از شما خواهش مي کنم ادعاهايي که مطرح کرده ايد را ثابت کنيد تا بحث با روشني و دليل پيش برود
    فرموديد :شناختمان با هم متفاوت است نه اعتقاداتمان .بالاخره يا شناخت شما يا شناخت من اشتباه است احتمال اينرا نمي دهيد كه ممكن است شناخت شما اشتباه باشد؟اگر با آگاهي سخن مي گوييد پاسخ دادن به اين سوالات ساده خواهد بود. اين كه كسي بگويد حتما شناخت من درست و شناخت شما اشتباه است بدون دليل موجه و فقط صرف اتهام زدن عاقلانه نيست .
    اگر کسي راهش را درست شناخته چه بيمي از پاسخ دادن دارد؟و اگر کسي نتواند جواب سوال بدهد روز قيامت چه خواهد گفت؟آيا اعتقاد به روز قيامت که بايد پاسخگوي خدا باشيد را قبول داريد؟حتما قبول داريد پس براي روشن شدن و هدايت يافتن کسي مثل من به سوالاتم پاسخ دهيد تا هم خدا به شما اجر دهد و هم يک نفر گمراه را هدايت کنيد.
    فرموديد:باور بفرماييد عملکرد اين حکومت به مراتب بدتر از حکومت معاويه و يزيد است.
    آيا دليلي بر اين ادعا داريد؟آيا بدستور خامنه اي کسي مثل حسين کشته شده؟آيا خانه کعبه را آتش زده؟آيا به فرماندهانش اجازه داده که شهري را غارت کنند و تا سه روز هر جنايتي خواستند بکنند؟ به تعبير آيه قران و لايجرمنکم شنئان قوم علي ان لا تعدلوا(دشمني با يک گروه شما را به بي عدالتي سوق ندهد)پس در کلامت خدا را در نظر بگير و بدان که بايد پاسخگوي تک تک کلماتي باشي که بيان کرده اي و اگر به يک بنده بي چيز و بي خبر مثل من نتواني پاسخ بگويي به خدا چگونه پاسخ خواهي داد.
    حسين عزيز من مايلم اين ارتباط ادامه داشته باشد و پاسخي از طرف شما براي ابهاماتم بشنوم اگر ارتباط مستقيم برايتان مقدور نيست لطف کنيد و يک نشاني اينترنتي بدهيد تا نامه نگاري را ادامه دهيم
    + صادق مصلحي 
    دوست عزيز جناب حسين لطفا بدون بهانه آوردن به همه سوالات پاسخ دهيد.بالاخره مسلمان بايد تکليف خود را با قران روشن کند آيا آنرا مي پذيرد يا خير؟اگر کسي قران را نپذيرد که مسلمان نيست و نمي تواند به اسم اسلام و دين و خدا و معصومين حرف بزند.اگر پيامبر و قران را قبول داريد بفرماييد قران نظرش درباره حکومت چيست؟آيا حکومت لاييک را تاييد مي کند؟يا رد مي کند؟
    ضمنا اگر مايليد اين بحث را در يک گفتگوي مستقيم چت ادامه دهيم بنده هم خوشحال خواهم شد
    + از طرف يك حسين ديگر 
    در پاسخ به متن شما
    اگر از جسارت بنده ناراحت نمي شويد بايد بگويم که شما در پاسخ به سوالاتتان سفسته مي کنيد. شما بايد بگوييد که اين حکومت کجايش مثل حکومت علي (ع) است که در مبارزه با مخالفانش از علي (ع) تبعيت مي کند. تشابه رهبر ما با حضرت علي (ع) تنها در نامشان هست و بس. شما هر چه در جزئيات زندگي حضرت علي (ع) وارد مي شويد لذت مي بريد و شيفته تر مي شويد اما هر چه به جزئيات زندگي رهبران فعلي نزديک تر مي شويد، متنفرتر مي شويد. شما ادعا کرده ايد که بعد از معصوم حکومت حق فقها است بعد از ما مي خواهيد در رد آن سند بياوريم. شما بايد سند براي ادعاي خود بياوريد.
    ضمناً حضرت علي (ع) خشونت طلب نبود و هيچگاه در جنگهايش شروع کننده جنگ نبود. در جنگ صفين علي رغم ميل باطنيش به خاطر اصرار لشکريانش به حکميت تن در داد.
    اما من برادرانه به شما يک توصيه مي کنم. براي قضاوت درست درباره مسايل بايد تمامي اخبار را در اختيار داشته باشيد. اگر مردم شام گوششان فقط به معاويه و يزيد بود که هيچگاه به اشتباهات آنها پي نمي بردند. رسيدن اخبار از طريق حضرت زينب (س) باعث شد تا حقيقت براي مردم شام روشن شود. بنابراين به شما توصيه مي کنم تا اخبارتان را از منابع ديگر هم تهيه کنيد تا قضاوتهايتان يک طرفه نباشد.
    اما بدانيد که هر کس در مقابل ظلم اين حکومت ايستاد طرفدار آمريکا و اسرائيل و ... نيست که مدام به گوش شما مي خوانند که آمريکا از اينها حمايت مي کند و ...
    در مورد حکومت لائيک گفتم که اين حکومت هم داراي اشکالاتي است اما با دين مردم بازي نمي کند و دين ابزاري در دست آنها براي رسيدن به اهدافشان نيست.
    حکومت امام خميني در مجموع مثبت بود اما اشکالات زيادي هم داشت که تعدادي از آنها همين مواردي است که  ذکر کردي. امام خميني معصوم نبود اما شما داريد از او معصوم مي سازيد و تمام اين معصوميت را به پاي کارهاي اشتباه اين حکومت هزينه مي کنيد.
    در مورد حکومت حضرت علي (ع)، من نمي دانم شما چرا اينقدر اصرار داريد اين حکومت را به حکومت حضرت علي (ع) بچسبانيد. حضرت علي (ع) نتوانست به طور کامل اسلام را در جامعه اجرا کند اما بعد از 1400 سال هيچ اشکالي نمي توان بر خود او گرفت اما رهبران فعلي ما انسانهاي خوبي هستند که اشکالات زيادي هم دارند اما فکر مي کنند بدون اشکال هستند.
    در مورد سوالاتي که در مورد حکومت لائيک پرسيده ايد بايد اولاً خودتان قدري مطالعه بدون تعصب بکنيد و نتايج آن را در جوامع حاکم ببينيد. ضمناً سوالاتي که پرسيده ايد بسيار پيش پا افتاده و قابل مقايسه با سوال گذاشتن کدام پا هنگام ورود به دست شويي است. آخه مردم ما براي در آوردن نون شبشون بايد روزي 16 ساعت کار کنند تا شرمنده خانوادشون نشند که اين هم جزء نتايج اين حکومت است که معلوم نيست منابع نفتي آن در کجا هزينه شده و به جيب چه کساني مي رود. بدانيد که يکي از مهمترين عوامل فساد و فحشا فقر و بيکاري است که متاسفانه در جامعه ما بيداد مي کند و روز به روز بيشتر هم مي شود.
    در مورد حوادث اخير بايد شما در صحنه باشيد تا خودتان قضاوت کنيد. اينکه اخبار حوادث را از صدا و سيما و سايت تابناک و سايت رجا نيوز و ... دريافت کنيد نتيجه اش همين استدلالات هست. به هر حال چاقو هيچ وقت دسته اش را نمي برد.
    در پاسخ به سوال آخرتان اگر مسئول کشته شدن امام حسين (ع) يزيد است پس مسئول کشته شدن مردم در تجمعات غير قانوني هم رهبر است.
    پاسخ

    1-آيا شما از علي الگو مي گيريد يا خير؟اگر آري چگونه و اگر نه چرا؟2-دوست عزيز سفسته چيست؟سفسته اين است که کسي از پاسخ دادن صريح خودداري کند و فقط ديگران را بدون دليل معتبر متهم کند.3-شما بفرماييد چه ايرادي مي توانيد به رهبر کنوني بگيريد که با سيره اميرالمومنين در تقابل و تعارض است؟4-سوال من از شما اين بود اگر حضرت علي بر حق بود چه نيازي به شمشير داشت درحاليکه شما ادعا کرده بوديد که حق نياز به خشونت و شمشير ندارد؟؟چرا به اين سوال پاسخ نداديد؟بلکه گفتيد علي نمي خواست حکميت باشد اما مجبور شد قبول کند چرا؟يعني علي دوست داشت بکشد و نهروانيان مخالف کشتار بودند؟عجيب است!اين با ادعاي شما در صلح طلبي علي در تقابل است؟؟!!5-شما تصور مي کنيد که من فقط همين منابعي که شما گفتيد مطالعه مي کنم از کجا مي دانيد که من کلمه و اعتماد و ...را نمي خوانم ؟؟بگذريم از وبلاگهاي دوستاني که دارم و همه از اين سايتها کپي يا استفاده مي کنند.
    6-به نظر شما آمريکا و اسرائيل از عده اي در داخل ايران حمايت نمي کنند؟؟اگر پاسختان منفي است از شما مي پرسم پس اين همه حمايتهاي صريح و آشکار از چه کسي است و اگر نديده ايد که بايد گفت شما از هيچ منبعي کسب اطلاعات نمي کنيد نه اين طرفي نه آن طرفي؟ و اگر پاسختان مثبت است بفرماييد چه کساني هستند که مورد حمايت آمريکا و اسرائيل هستند؟
    7-دوست عزيز کلي گويي دردي را دوا نمي کند!اگر نظري بدون مبنا و تفکر و پشتوانه باشد راه رفتن در تاريکي است و نتيجه اي جز گمراهي ندارد.حتما قران خوانده ايد اگر قران را قبول داريد بفرماييد با آيات قران که حکومت لاييک را مردود اعلام ميکند چه مي کنيد؟و اگر قبول نداريد پس در ميان مردمي که دينشان اسلام است و قران را سخن خدا مي دانند زبان خود را دراز نکنيد.8-حکومت امام در مجموع مثبت بود اما اين پاسخ سوال من نبود من از شما يک سوال صريح کردم آنهم بر مبناي ادعاي شما که حکومت غير معصوم را کلا اشتباه مي دانيد.مگر بناست اشتباهات مسلمانان به اسم دين باشد مگر تصور غلط مردم باعث مي شود که دين خدا را تعطيل کنيم؟اگر کسي بگويد من نماز نمي خوانم چون در يک مسجد کفشم را دزديدند شما اين استدلال را منطقي مي دانيد؟9-توصيه مي کنم يکبار ديگر از ابتدا نظريات و پاسخهاي خود را مطالعه کنيد و ببينيد مي توانيد يک مبناي مشخصي در سخنان خود پيدا کنيد تا بر اساس آن به گفتگو بنشينيم؟شما يک جا مي گوييدحکومت غير معصوم چون نمي تواند اسلام را تماما اجرا کند ايرادهايش به اسم اسلام نوشته مي شود اما بعد مي گوييد حضرت علي نتوانست اسلام را در جامعه اجرا کند پس چه فرقي بين معصوم و فقيه است درحاليکه هر دو با مشکلات مواجهند و هردو نمي توانند اسلام را اجرا کنند و ايرادهايشان به اسلام نسبت داده مي شود؟10-سوالات من اگر چه پيش پا افتاده است اما ظاهرا شما از پاسخ دادن به همان ها هم عاجزيد و فقط آنچه را آموخته ايد تکرار مي کنيد.
    + صادق درپاسخ به حسين 

     

    پاسخ

    از تعبير شما چنين برداشت مي شود که شما علي را الگو نمي دانيد اگر الگو مي دانيد در مسايل اجتماعي و سياسي و عبادي چگونه از ايشان الگو مي گيريد؟ مخالفان حضرت علي هم ادعا مي کردند که اسلام ناب محمدي نزد آنهاست و علي است که اسلام را نابود مي کند آنها اعتقاد نداشتند که علي معصوم است همانطور که شما اعتقاد نداريد که ولي فقيه عادل است.اما حقيقت به اعتقاد ما بستگي ندارد.فرموده ايد در هيچ جاي دين نداريم....شما چقدر جستجو کرده ايد؟و چقدر دين به شما رسيده؟و اصلا دين خود را از چه کسي مي گيريد؟مشکلات ديني مردم آيا جداي از مشکلات دنيايي آنهاست ؟آيا اجراي احکام الهي و امر به معروف و نهي از منکر جنگ در راه خدا و اداره جامعه در دين هيچ جايگاهي ندارد؟آيا دين اسلام همچون مسيحيت فقط براي نماز و روزه و دعا برنامه دارد؟چه کساني در مقابل علي تسليم شدند؟خوارج؟يا بني قريظه؟بهتر است کمي تاريخ بخوانيد تا زمان تکرار آن بدانيد که حق کجاست و باطل کجا.يهود بني قريظه بعد از پذيرش حکميت يکي از انصار تسليم شدند و بعد از دستگيري حکم به اعدام مردان و اسارت زنان و مصادره اموال آنها شد.شما در اولين نظر خود فرموديد: باور کنيم که اگر حکومت يزيد دليلي براي متقاعد کردن امام داشت دست به شمشير نمي برد. حق نيازي به خشونت نداره.نيازي به قتل نداره. اين باطله که مجبور ميشه عاشورا رو به وجود بياره. اما نگفتيد که چطور شد که حضرت علي به خشونت نياز پيدا کرد؟آيا دليلي براي متقاعد کردن خوارج و جملي ها و اهالي صفين نداشت؟آيا حضرت علي باطل بود که مجبور شد به کشتار دست بزنه؟ حتما قران خوانده ايد و مي دانيد که در روز قيامت کلمه به کلمه حرفهايتان را بايد پاسخگو باشيد چه رسد به نوشته هايتان.حکومت امام خميني در مقابل پهلوي حق بود در مقابل کدام حکومت باطل بود؟فرانسه؟انگليس ؟آمريکا؟عربستان؟اصلا چرا حق بود؟اگر حکومت جز به دست معصومين اشتباه است چرا امام خميني درست شد؟آيا امام خميني معصوم پانزدهم است؟شما که حکومت لائيک ترکيه را صحيح مي دانيد چطور مي توانيد حکومت امام را حق بدانيد در حاليکه تعداد زيادي از مخالفين خود را اعدام کرد خيلي از روزنامه هاي مخالف را بست هزاران کشته و سي سال تحريم اقتصادي و شوراي نگهبان و مجلس خبرگان و کميته و بسيج و ... بر کشور تحميل کرد؟شما درباره حکومت لاييک گفته ايد : حکومت دموکراسي و لائيک مانند ترکيه است .يعني قرار گرفتن افراد در حکومت بر اساس شايسته سالاري و تخصص نه اينکه يک آدمي که دو کلاس سواد ندارد را به خاطر مسائل جناحي و عقيدتي در جاي حساسي بگذاريم. خدا را در نظر بگيريد و بگوييد آيا لازمه حکومت لاييک شايسته سالاري است؟يعني کشورهايي که حکومت لاييک دارند همه شايسته هاي سالارند و هيچ مساله جناحي در انتخاب پستها نقشي ندارد؟4)فرموده ايد: وقتي رئيس يک حکومت نتواند به درستي اسلام را در تمام جامعه اجرا کند اشتباهات او بعد از خود او متوجه ضعف قوانين اسلام مي شود و اين به اسلام ضربه مي زند. وجود حکومت ديني به دست غير معصوم باعث انحراف دين و بروز احکامي مي گردد که در اصل دين وجود ندارند. در واقع در حکومت ديني، دين ابزاري در دست حاکمان براي توجيه رفتارها و علائق آنهاست و نمونه آن در اروپاي قرون وسطا و يا در صدر اسلام در زمان معاويه و بعد از آن ديده مي شود.آيا حضرت علي توانست احکام اسلام را کاملا در جامعه اجرا کند؟چه کسي گفته که اگر نشد حتما به دليل اشتباهات حاکم است يا ضعف قوانين اسلام است؟لطفا به اين سوالات پاسخ دهيد و ادعاهايي که برايتان بديهي است را مستند کنيد چرا حکومت ديني غير معصوم دين را منحرف مي کند؟اشتباه شما اينست که تصور مي کنيد حکومت فقط با زور وجود دارد و تصور اينکه يک نفر فقيه که در دل مردم نفوذ کرده قدرت حکومتش بيشتر از يک حاکم سياسي است و اگر قدرت فساد آور باشد و به نام دين نوشته شود فقيهي که مردم در امور ديني از آنها تقليد مي کنند انحراف بيشتري در دين ايجاد مي کند تا يک حاکم سياسي.5) بسيار خوب . به سوالات من هم پاسخ دهيد قوانين اين حکومت لاييک بر چه اساسي بايد نوشته شود؟آيا زن حق خواهد داشت با هر مردي که دلش خواست رابطه داشته باشد؟آيا اگر کسي زنا کرد حکمش چيست؟اگر کسي به خدا و پيامبر توهين کرد و ناسزا گفت حکمش چيست؟اگر کسي فساد و فحشا را گسترش داد چه بايد کرد؟اسلام چه مي گويد و حکومت لاييک چه مي کند؟خواهش مي کنم بجاي رديف کردن ادعاهاي تکراري و بي دليل به اين تعارضات به روشني پاسخ دهيد.6) ملاک موفقيت حکومتها طول عمر آنها نيست. حکومت علي (ع) موفق بود چون کسي نمي تواند امروز از حکومت او ايراد منطقي بگيردآيا مردم طرفدار عايشه و طلحه و معاويه آنقدر احمق بودند که بدون ايراد منطقي به حکومت حضرت علي حاضر بودند جان خود را در راه کشتن او به خطر بياندازند؟هم آن زمان و هم اين زمان بسياري هستند که به نظر خود ايرادهاي منطقي به حکومت حضرت علي مي گيرند.البته به نظر آنها منطقي است و يقين هم دارند و برايتان استدلال هم مي آورند اگر مايل باشيد مي توانم برايتان نقل کنم تا شما به دفاع از حضرت علي بپردازيد.من هم نگفتم مدت حکومتش کوتاه بود گفتم چرا مي ناليد؟اگر موفق بود که ناليدن ندارد .اما در مورد وضعيت ديني مردم نظر شما را اصلاً قبول ندارم چون خودم از وضعيت دين گريزي جوانان ناراحتم و اين مسئله به وضوح در جامعه ما ديده مي شود. (واقعيت هميشه تلخ است)اين هم نظر شماست و محترم است .اما صحيح بودن آن جاي بحث دارد.به همان دلايلي که گفتم و شما جواب نداديد و دوباره فقط ادعا کرديد .صرف ادعا کافي نيست به قول سعدي دلايل قوي بايد و معنوي نه رگهاي گردن به حجت قوي.7-حق داريد.انتظار بيش از اين نمي رود.اما خواهش مي کنم قبل از قضاوت اسناد خود براي اتهامات وارده را هم ارائه کنيد.توجيهاتي که براي حوادث کرده ايد را گذشته از اينکه ادعاست و نيازمند دليل و مدرک، هر کسي مي تواند بکند پس وزر و وبال ابدي آنها را براي خود درست نکنيد. مثلا آمريکا هم مي تواند بگويد چون ايران مي خواست به ناو جنگي ما حمله کند ما هواپيمايش را زديم يا صدام هم مي تواند بگويد چون ايران مرزکشور ما را رعايت نکرده ما براي درس عبرت به ايران حمله کرديم .کردها هم مي گويند چون حکومت به ما نمي رسيد مي خواستيم حکومت مستقل تشکيل دهيم .ريگي هم مي گويد چون حکومت مردم سني را مي کشد ما هم نيروهاي سپاه را مي کشيم .8-قبول کردن مسئوليت يعني چه؟يعني بگويد من کشتم يا تقصير من بوده اما اشتباه کردم؟يا با دستور من بوده اما کاش نمي شد؟احتمالا منظور شما همين است.خب به چه دليل؟آيا هر جنايتي در ايران رخ مي دهد مقصر يک نفر است؟چرا ما دوست داريم همه اشتباهات و همه حوادث را به گردن يک نفر بياندازيم ؟آيا مسئوليت کشته شدن يک سرباز در جنگ متوجه کيست؟فرمانده يا دشمن؟اصلا مگر اين نيست که علي عليه السلام فرمود همه شما مسئول هستيد ؟آيا در قيامت فقط از يک نفر درباره حوادث سوال خواهد شد؟ شما را به يک ارتباط مستقيم در ياهو دعوت مي کنم .اگر مايل بوديد اين آي دي را اد کرده و زماني را هم پيشنهاد کنيد.moslehi2mm
    + مصطفي 

    کلمه :

     سروده اي از صديقه وسمقي براي مير حسين

    به ستوار مرد جنبش سبز ايران ،مير حسين

     

                      با تو هستيم اي علمدار حسين

     

    با تو هستيم اي علمدار حسين //سبز باشي ،سبز اي يار حسين

    پرده بر دار از رخ اين ديوها // نيست کار تو مگر کار حسين

    ديو تزوير و ريا و زور وزر // دشمنان راه و افکار حسين

    روز عاشورا به خون آغشته شد // خون ياران گرفتار حسين

    کربلا شد کربلاي ديگري //گشت پر پر باز گلزار حسين

    کشتن آزادي و آزادگان // نيست جز آيين انکار حسين

    زندگي تفسير نور و ظلمت است // اين بود معناي پيکار حسين

    در هجوم فتنه ها ستوار باد ، // قامتت ، اي جان بيدار حسين

    عزت و آزادگي تقديم باد // هر که را کو يافت اسرار حسين

    نيست ما را باکي از اين سفلگان // اين سر و اين چوبه ي دار حسين

    پاسخ

    نمي دانم منظور كدام حسين است ولي بعيد مي دانم سلطنت طلبها و مجاهدين خلق و اوباما و هيلاري كلينتون و انجلا مركل و سران اسرائيل و بهايي و وهابي طرفدار امام حسين باشند و دلشون براي مردم ايران سوخته باشه
    + از طرف يك حسين ديگر 
    در پاسخ به شبهات شما
    1) کساني که علي (ع) را الگو مي کنند بايد علي را در تمام زمينه ها الگو قرار دهند نه فقط در جنگ با مخالفان. همه ما مي دانيم که علي (ع) اگر با خوارج جنگيد به خاطر حفظ حکومتش نبود بلکه به خاطر حفظ اسلام ناب محمدي بود. به اضافه آنکه در هيچ جاي دين ما نداريم که در زمان نبود معصوم فقها حاکم هستند بلکه منظور مراجعه مردم به فقها براي رفع مشکلات ديني آنهاست.
    2) آنهايي که در مقابل علي (ع) تسليم شدند زماني بود که براي آنها مرگشان محرز شده بود چون خوارج در ابتدا 12000 نفر بودند و پس از صحبت علي (ع) با آنها 8000 نفر آنها برگشتند اما 4000 نفري که ماندند با علي (ع) وارد جنگ شدند که همگي هلاک شدند.
    ضمناً حضرت محمد (ص) و حضرت علي (ع) براي ما مصداق کامل اسلامند و از طرف خدا انتخاب شده اند و تشبيه حاکمان فعلي به آنها امري نادرست است. تمام حاکمان معتقد که از صدر اسلام تا به حال داشته ايم و حکومت آنها سرشار از ظلم بوده است به نوعي خود را با پيامبر و امام اول مقايسه مي کردند که به خود اجازه مي دادند هر رفتاري را با مردم داشته باشند و سرنوشتان در تاريخ موجود است.
    3) من گفتم در تاريخ اسلام نه کل تاريخ، به اضافه آنکه تمام مصاديق مورد اشاره شما معصومند و من در ادامه اين مطلب را متذکر شدم که حکومت ديني تنها بايد به دست معصوم باشد.
    در مورد حکومت امام خميني ره بايد بگويم که حکومت ايشان در مقابل حکومت پهلوي حق بود اما اشکالاتي هم داشت. حکومتي بود که ساده زيستي در اوايل آن تحمل مشکلات براي مردم را راحت تر مي کرد. ايمان مردم واقعي بود. نهادها به وظايف اصلي خود عمل مي کردند اما امروز حکومت ما تبديل به يک حکومت تجملي شده است. حکومتي که دروغ و تهمت در آن رواج پيدا کرده و افراد افراطي و نابلد جاي افراد منطقي و معتدل و کاردان را گرفته اند. ايمان مردم به مراتب ضعيف تر از اوايل انقلاب شده است و بسياري مشکلات ديگر که در تمام کشور قابل مشاهده است.
    اگر از آقاي موسوي حمايت مي کنيم به خاطر ايستادن در مقابل اين موارد است. به وابسته شدن نهادهاي ديني به دولت، به رعايت نشدن حقوق شهروندي مردم، به عدم وجود آزادي بيان در جامعه، به کوچک شدن سفره مردم و نپذيرفتن اشتباهات محرز از جانب مسئولين، به دخالت نهادهاي نظامي در امور اقتصادي و ... است. اگر آقاي موسوي از اين مواضع برگردد کسي از او حمايت نمي کند.
    فرق ما با شما در يک چيز است. ملاک ما شخصيت افراد است اما ملاک شما شخص است. ما ملاکمان رفتار ائمه است اما ملاک شما رفتار يک نفر است و با دانستن و علم به معصوم نبودن او اطاعت از او را بر همگان واجب مي دانيد.
    4) در مورد نفي حکومت ديني در واقع منظور نفي حکومت ديني است که به دست غير معصوم باشد. علت آن هم همان مسئله اي است که خودتان گفتيد. وقتي رئيس يک حکومت نتواند به درستي اسلام را در تمام جامعه اجرا کند اشتباهات او بعد از خود او متوجه ضعف قوانين اسلام مي شود و اين به اسلام ضربه مي زند. وجود حکومت ديني به دست غير معصوم باعث انحراف دين و بروز احکامي مي گردد که در اصل دين وجود ندارند. در واقع در حکومت ديني، دين ابزاري در دست حاکمان براي توجيه رفتارها و علائق آنهاست و نمونه آن در اروپاي قرون وسطا و يا در صدر اسلام در زمان معاويه و بعد از آن ديده مي شود.
    5) پيشنهاد شخص من که البته نظر شخصي است حکومت دموکراسي و لائيک مانند ترکيه است . يعني قرار گرفتن افراد در حکومت بر اساس شايسته سالاري و تخصص نه اينکه يک آدمي که دو کلاس سواد ندارد را به خاطر مسائل جناحي و عقيدتي در جاي حساسي بگذاريم. ضمناً لازم است اشاره کنم در اين حکومت کسي کاري به دين مردم ندارد. مسلمانان و ساير اديان آزادند در چارچوب قانون فعاليت کنند. اما در تمام مسائل تصميم گيرنده مردمند. در چنين حکومتي هم قطعاً کاستي هايي وجود خواهد داشت اما اين کاستي ها به حساب اسلام گذاشته نمي شود.
    6) ملاک موفقيت حکومتها طول عمر آنها نيست. حکومت علي (ع) موفق بود چون کسي نمي تواند امروز از حکومت او ايراد منطقي بگيرد
    اما در مورد وضعيت ديني مردم نظر شما را اصلاً قبول ندارم چون خودم از وضعيت دين گريزي جوانان ناراحتم و اين مسئله به وضوح در جامعه ما ديده مي شود. (واقعيت هميشه تلخ است)
    7) در مورد بحث توهين ها نظر شخصي بنده هم مانند شماست يعني با توهين از هر نوعي مخالفم اما توهين ها بايد ريشه يابي شود. ديد شما از مسايل موجود کاملاً يک طرفه است و شما يک طرفه به قاضي رفته ايد. در واقع شما اسير تبليغات و مکر حکومت شده ايد کاري که در دوران معاويه بيش از هر چيزي چهره علي (ع) را نزد مردم شام خراب کرد. آنهايي که در زمان معاويه تنها به شنيدن سخنان معاويه بسنده کردند از شناخت واقعيت علي بازماندند و در سر نمازهايشان علي (ع) را لعنت مي کردند کاري که امروز در نمازجمعه ها و مساجد ما با رهبران معترض مي شود. البته منظورم اين نيست که بخواهم رهبران معترضان را در حد حضرت علي (ع) در نظر بگيرم. اين مثال را زدم چون بيش از هر چيزي به گوش ما آشناست و واقعيات در آن روشن است. براي يک شامي در زمان معاويه فهميدن حقيقت سخت بود چون بايد از شام به کوفه سفر مي کرد و چند وقت در کوفه مي ماند تا واقعيت را بفهمد. اما در دوران مدرن امروزي فهميدن واقعيت ها کاري سختي نيست.کافي است منابعي که از آنها اخبار را دريافت مي کنيم اصلاح کرده و نظرات مخالفان را هم بشنويم.
    اگر شما آتش زده شدن سطل آشغال را محکوم مي کني بايد بپرسي براي چه آن را آتش زده اند. جوابش براي جلوگيري از حمله نيرو هاي گارد است. اگر مامور نيروي انتظامي را زدند دليل کتک خوردن از همان افراد نيروي انتظاميست. اگر مسجد را آتش زدن علت آن تيراندازي نيروهاي بسيج از بالاي مسجد به سمت مردم و عدم ترک آن محل بوده است. متاسفانه شما واقعيتهاي جامعه را تنها از نگاه حکومت ديده اي. اينها مزدور نبوده اند مردم بوده اند منتها مردمي که توسط نيروهاي حکومت تحريک شده اند. مطمئنم که اگر شما هم در آن موقعيت قرار داشته باشي به کارشان اعتراض نمي کني.
    7) در آخر من يک سوال دارم چرا کسي که صدا و سيما، نيروهاي مسلح و خلاصه کل کشور را در اختيار دارد مسئوليت اشتباهاتش و کشته شدن افراد بيگناه را نمي پذيرد اما آقاي موسوي که نه رسانه دارد نه حزب دارد، نه پستي دارد و نه نيروي در اختياري بايد تمام مسئوليت خرابکاري ها و توطئه ها عليه نظام را بپذيرد.
    + صادق 

    سلام عليکم و علي من اتبع الهدي

    در پاسخ به نظر دوم شما لازم مي دانم نکاتي را عرض کنم

    1- معصوم بودن دليل نمي شود که علي را به عنوان يک الگو نپذيريم وبگوييم او هر کاري کرد براي خودش کرد و ما نمي توانيم انجام دهيم .گذشته از اين همان کساني که براي شما بيان کرده اند که علي معصوم بود گفته اند که در زمان نبود معصوم فقها حاکم هستند.و اطاعت از فقيهاني که نفسشان را از آلودگي و دينشان را حفظ کنند واجب است .

    2-علي فقط با افراد مسلح نجنگيد بلکه با کساني هم جنگيد و کشت که فرار کرده يا حتي تسليم شده بودندآيا پيامبر يهوديان بني قريظه را بعد از تسليم شدن نکشت .علي هم مثل همه مسلمانان بعد از فتح مکه مامور به کشتن چهار نفر شد که فرار کرده بودند و دستور پيامبر اين بود که در هر حال که يافتيد بکشيد حتي اگر به پرده کعبه آويزان شده باشد. علي با کساني جنگيد که اسلام را بعد از رحلت پيامبر رها کرده و اعلان بت پرستي و کفر کرده بودند.کشتن تنها مجازات کساني نيست که اسلحه برداشته و با نظام حاکم مي جنگند بلکه هر کس که با رفتارش در زمين فساد کند و مردم را دچار وحشت و ناامني کند مجازاتي سنگينتر از کشتن با سلاح دارد.

    3-ادعا کرديد که در طول تاريخ فقط يک رهبر حق بودو آنهم علي....پس با حکومت پيامبران گذشته و حتي پيامبر اسلام و امام حسن چه مي کنيد؟آيا آنها ناحق بوده اند؟به چه دليل؟آيا حضرت مهدي که ما شيعه انتظار آمدنش را داريم افسانه است؟احتمالا خميني را هم بناحق ميدانيد.پس چرا از موسوي حمايت ميکنيد که خود را خط امامي و طرفدار امام مي داند؟صد رحمت به يزدي و پيمان و سحابي که رسما ولايت فقيه را قبول نکردند و پايش هم ايستادند .اما اگر کسي وقت ثبت نام رياست جمهوري اعتقاد و التزام عملي به ولايت فقيه و قانون اساسي را امضا کند و بعد زير امضاي خود بزند آيا اسلام از عهد شکني نهي نمي کند؟

    اگر مقايسه اين رهبر با علي توهين آميز است مقايسه اين رهبر با يزيد چطور ؟حتما کاملا منطقي وبزرگوارانه و درست است ؟

    فرموده ايد:احتمال انحراف رهبران فعلي جامعه ما بيشتر است تا رهبران معترض به وضعيت فعلي

    احتمالش را مسامحتا مي پذيرم اما وقوعش را بايد بررسي کرد تا ببينيم چه کسي منحرف شده و چه کسي نشده؟به نظر شما چه چيز را ملاک انحراف قرار دهيم؟قران يا حديث يا عقل يا سخنان گذشته خود همين آقايان؟ به هر حال اين بحثي که آغاز کرده ايد نويد بخش روشن شدن ابهامات است اميدوارم منطقي و مستند به اين بحث ادامه دهيد.

    فرموده ايد :حکومت ديني به جز به دست معصوم يک اشتباه محض است و شما مي توانيد نتيجه آن را در جامعه ببينيد

    خب شما چه پيشنهاد مي دهيد؟دموکراسي؟پادشاهي؟هرج و مرج؟احتمالا دموکراسي را پيشنهاد مي کنيد .از شما سوال مي کنم قوانين اين حکومت را چه کسي بايد بنويسد.يابهتر بگويم بر اساس چه مکتبي بايد نوشته شود.ليبراليسم .سوسياليسم .يا اسلام.يامکتبي ديگر؟يا اصلا هيچ مرام و مکتبي نبايد در نوشته شدن قانون نقش داشته باشد؟

    نتيجه اي که شما در جامعه مي بينيد حاصل حکومت ديني نيست حاصل عمل نکردن به احکام اسلام است همانطور که عقب ماندگي مسلمانان به خاطر اسلام نيست بلکه به خاطر عمل نکردن به اسلام است.آيا علي عليه السلام در حکومت بر حقش موفق بود؟اگر بود چرا اينقدر از دست مردمش شکايت و ناله مي کند؟و اگر موفق نبود برخي ممکن است بگويند اصلا حکومت ديني از اساس اشتباه محض است چون علي که برحق بود نتوانست موفق باشد چه رسد به غير علي و شما مي توانيد نتايج آنرا ببينيد!!

    گذشته از اين که شما نتيجه اي که مي بينيد جامع نيست.آيا هدف اسلام فقط نماز خواندن است؟آيا نسل هاي قبل تعداد نمازخوان بيشتر داشتند يا نسل حاضر؟احتمالا بگوييد نسل گذشته اما جواب اين سوال بعد از يک نظر سنجي گسترده در شهرها و روستاهاي مختلف روشن مي شود وگرنه من هم مي توانم بگويم در گذشته کمتر بوده.آيا رفع محروميت يکي از اهداف اسلام نيست؟در نسل گذشته محروميت بيتشر داشته ايم يا نسل حاضر؟پاسخ اين سوال هم يک تحقيق ميداني مي خواهد .آيا در نسل گذشته احکام اسلام بيشتر اجرا مي شد يا نسل حاضر؟ آيا نسل گذشته مسلمانان ايران عزيز و مستقل بودند يا نسل حاضر؟؟

    بله اگر اسلام را فقط نماز و روزه و اعمال فردي بدون توجه به اجتماع بدانيم شايد نسلهاي گذشته مسلمان تر بوده باشند اما اگر اسلام را ديني جامع که براي تمام زندگي انسان برنامه دارد بدانيم آنوقت بايد نگاهمان و قضاوتمان را عوض کنيم

    فرموده ايد:به رهبران ما  هر روز به عناوين مختلف توهين مي شود و ما صبوري مي کنيم اما شماها تحمل کوچکترين توهين ها به رهبرانتان را نداريد که اين ناشي از تعصب بيش از اندازه شماست.

     مطمئنا تندروي در هردو طرف وجود دارد همانطور که معترضين کتک خورده اند حاميان هم کتک خوردند و همانطور که توهين به سران مخالف شد به رهبران نظام هم توهين شد .نمي توانيد شعارهاي موهني که عده اي در تشييع جنازه منتظري و مراسم ختم و هفتش سردادند را نشنيده بگيريد و فقط شعارهايي که بر ضد منتظري و صانعي داده شد را بشنويد

    اما من به طور کامل با توهين مخالفم ولي مايلم بدانم آتش زدن سطل زباله و کتک زدن مامور نيروي انتظامي صبوري است؟يا آتش زدن ماشين و موتور و مغازه ومسجد؟حتما خواهيد گفت که اينها نفوذي ها بوده اند همه نقشه براي تخريب سران اصلاحات است من هم خواهم گفت توهين کنندگان به موسوي و کروبي وظاهرالصلاحهايي که مردم را مي زنند هم نفوذيهايي هستند که ميخواهند مردم و بسيج را خراب کنند .وقتي يک جا غبار درگيري بلند شد کسي نمي تواند بگويد من هيچ کار نکردم و فقط مظلومانه کتک خوردم و آنها هم که ماموران را زدند نفوذي بودند و بعد در دلم بگويم البته دستشان درد نکند.

    + از طرف يك حسين ديگر 
    سلام دوست عزيز
    در پاسخ به نامه از طرف يک حسين اشاره به حضرت علي کردي بد نديدم که چند نکته را متذکر شوم
    1) علي (ع) معصوم بود اما رهبر فعلي ما نه
    2) علي (ع) با افراد مسلح جنگيد نه افراد بي سلاح
    3)در طول تاريخ اسلام فقط يک رهبر حق وجود داشته و آن هم علي (ع) است و نظير آن ديگر وجود نخواهد داشت پس مقايسه رهبر فعلي با علي (ع) امري مضحک و نوعي توهين به ساحت مقدس امير مومنان است.
    اما نکات ديگري در صحبت هايتان بود که به آن اشاهر مي کنم
    1) گفته ايد هر کس خوب بود تا آخر خوب نخواهد ماند حال من از شما مي پرسم چرا اين مورد را در مورد رهبر فعلي و ساير افراد وابسته به ايشان بررسي نمي کنيد. اگر طلحه و زبير در اسلام ابتدا خوب بودند اما به مرور زمان منحرف شدند به خاطر ثروت و قدرت بود بنابراين احتمال انحراف رهبران فعلي جامعه ما بيشتر است تا رهبران معترض به وضعيت فعلي (سران فتنه از ديد شما).
    2) حکومت ديني به جز به دست معصوم يک اشتباه محض است و شما مي توانيد نتيجه آن را در جامعه ببينيد. آيا نسل جوان ما ديندار تر است يا نسلهاي قبل؟ اينها نتيجه حکومتي ديني است که به دست رهبر غير معصوم اداره مي شود. رهبري که خود و زير دستانش همواره در معرض اشتباه قرار دارند و افراد جامعه اين اشتباهات را به نام دين مي نويسند و نتيجه آن دين گريزي در بين افراد جامعه است.(در جامعه ديني که افراد ديندار ارزش پيدا مي کنند افرادي که ديندار واقعي نيستند پيدا مي شوند که تظاهر به دينداري مي کنند.اين افراد مانند ميوه هاي خرابي هستند که در کنار ميوه هاي سالم قرار مي گيرند و آنها را هم خراب مي کنند)
    3) اشاره به مساله تعصب کردي باور بفرماييد که تعصب شماها به مراتب بيشتر از ماست. به رهبران ما (که البته از ديد ما معصوم نيستند و ممکن است دچار اشتباه بشوند) هر روز به عناوين مختلف توهين مي شود و ما صبوري مي کنيم اما شماها تحمل کوچکترين توهين ها به رهبرانتان را نداريد که اين ناشي از تعصب بيش از اندازه شماست.
    پاسخ

    سلام عليکم و علي من اتبع الهدي
    در پاسخ به نظر دوم شما لازم مي دانم نکاتي را عرض کنم
    1- معصوم بودن دليل نمي شود که علي را به عنوان يک الگو نپذيريم وبگوييم او هر کاري کرد براي خودش کرد و ما نمي توانيم انجام دهيم .گذشته از اين همان کساني که براي شما بيان کرده اند که علي معصوم بود گفته اند که در زمان نبود معصوم فقها حاکم هستند.و اطاعت از فقيهاني که نفسشان را از آلودگي و دينشان را حفظ کنند واجب است .
    2-علي فقط با افراد مسلح نجنگيد بلکه با کساني هم جنگيد و کشت که فرار کرده يا حتي تسليم شده بودندآيا پيامبر يهوديان بني قريظه را بعد از تسليم شدن نکشت .علي هم مثل همه مسلمانان بعد از فتح مکه مامور به کشتن چهار نفر شد که فرار کرده بودند و دستور پيامبر اين بود که در هر حال که يافتيد بکشيد حتي اگر به پرده کعبه آويزان شده باشد. علي با کساني جنگيد که اسلام را بعد از رحلت پيامبر رها کرده و اعلان بت پرستي و کفر کرده بودند.کشتن تنها مجازات کساني نيست که اسلحه برداشته و با نظام حاکم مي جنگند بلکه هر کس که با رفتارش در زمين فساد کند و مردم را دچار وحشت و ناامني کند مجازاتي سنگينتر از کشتن با سلاح دارد.
    3-ادعا کرديد که در طول تاريخ فقط يک رهبر حق بودو آنهم علي....پس با حکومت پيامبران گذشته و حتي پيامبر اسلام و امام حسن چه مي کنيد؟آيا آنها ناحق بوده اند؟به چه دليل؟آيا حضرت مهدي که ما شيعه انتظار آمدنش را داريم افسانه است؟احتمالا خميني را هم بناحق ميدانيد.پس چرا از موسوي حمايت ميکنيد که خود را خط امامي و طرفدار امام مي داند؟صد رحمت به يزدي و پيمان و سحابي که رسما ولايت فقيه را قبول نکردند و پايش هم ايستادند .اما اگر کسي وقت ثبت نام رياست جمهوري اعتقاد و التزام عملي به ولايت فقيه و قانون اساسي را امضا کند و بعد زير امضاي خود بزند آيا اسلام از عهد شکني نهي نمي کند؟
    اگر مقايسه اين رهبر با علي توهين آميز است مقايسه اين رهبر با يزيد چطور ؟حتما کاملا منطقي وبزرگوارانه و درست است ؟
    فرموده ايد:احتمال انحراف رهبران فعلي جامعه ما بيشتر است تا رهبران معترض به وضعيت فعلي
    احتمالش را مسامحتا مي پذيرم اما وقوعش را بايد بررسي کرد تا ببينيم چه کسي منحرف شده و چه کسي نشده؟به نظر شما چه چيز را ملاک انحراف قرار دهيم؟قران يا حديث يا عقل يا سخنان گذشته خود همين آقايان؟ به هر حال اين بحثي که آغاز کرده ايد نويد بخش روشن شدن ابهامات است اميدوارم منطقي و مستند به اين بحث ادامه دهيد.
    فرموده ايد :حکومت ديني به جز به دست معصوم يک اشتباه محض است و شما مي توانيد نتيجه آن را در جامعه ببينيد
    خب شما چه پيشنهاد مي دهيد؟دموکراسي؟پادشاهي؟هرج و مرج؟احتمالا دموکراسي را پيشنهاد مي کنيد .از شما سوال مي کنم قوانين اين حکومت را چه کسي بايد بنويسد.يابهتر بگويم بر اساس چه مکتبي بايد نوشته شود.ليبراليسم .سوسياليسم .يا اسلام.يامکتبي ديگر؟يا اصلا هيچ مرام و مکتبي نبايد در نوشته شدن قانون نقش داشته باشد؟
    نتيجه اي که شما در جامعه مي بينيد حاصل حکومت ديني نيست حاصل عمل نکردن به احکام اسلام است همانطور که عقب ماندگي مسلمانان به خاطر اسلام نيست بلکه به خاطر عمل نکردن به اسلام است.آيا علي عليه السلام در حکومت بر حقش موفق بود؟اگر بود چرا اينقدر از دست مردمش شکايت و ناله مي کند؟و اگر موفق نبود برخي ممکن است بگويند اصلا حکومت ديني از اساس اشتباه محض است چون علي که برحق بود نتوانست موفق باشد چه رسد به غير علي و شما مي توانيد نتايج آنرا ببينيد!!
    گذشته از اين که شما نتيجه اي که مي بينيد جامع نيست.آيا هدف اسلام فقط نماز خواندن است؟آيا نسل هاي قبل تعداد نمازخوان بيشتر داشتند يا نسل حاضر؟احتمالا بگوييد نسل گذشته اما جواب اين سوال بعد از يک نظر سنجي گسترده در شهرها و روستاهاي مختلف روشن مي شود وگرنه من هم مي توانم بگويم در گذشته کمتر بوده.آيا رفع محروميت يکي از اهداف اسلام نيست؟در نسل گذشته محروميت بيتشر داشته ايم يا نسل حاضر؟پاسخ اين سوال هم يک تحقيق ميداني مي خواهد .آيا در نسل گذشته احکام اسلام بيشتر اجرا مي شد يا نسل حاضر؟ آيا نسل گذشته مسلمانان ايران عزيز و مستقل بودند يا نسل حاضر؟؟
    بله اگر اسلام را فقط نماز و روزه و اعمال فردي بدون توجه به اجتماع بدانيم شايد نسلهاي گذشته مسلمان تر بوده باشند اما اگر اسلام را ديني جامع که براي تمام زندگي انسان برنامه دارد بدانيم آنوقت بايد نگاهمان و قضاوتمان را عوض کنيم
    فرموده ايد:به رهبران ما هر روز به عناوين مختلف توهين مي شود و ما صبوري مي کنيم اما شماها تحمل کوچکترين توهين ها به رهبرانتان را نداريد که اين ناشي از تعصب بيش از اندازه شماست.
    مطمئنا تندروي در هردو طرف وجود دارد همانطور که معترضين کتک خورده اند حاميان هم کتک خوردند و همانطور که توهين به سران مخالف شد به رهبران نظام هم توهين شد .نمي توانيد شعارهاي موهني که عده اي در تشييع جنازه منتظري و مراسم ختم و هفتش سردادند را نشنيده بگيريد و فقط شعارهايي که بر ضد منتظري و صانعي داده شد را بشنويد
    اما من به طور کامل با توهين مخالفم ولي مايلم بدانم آتش زدن سطل زباله و کتک زدن مامور نيروي انتظامي صبوري است؟يا آتش زدن ماشين و موتور و مغازه ومسجد؟حتما خواهيد گفت که اينها نفوذي ها بوده اند همه نقشه براي تخريب سران اصلاحات است من هم خواهم گفت توهين کنندگان به موسوي و کروبي وظاهرالصلاحهايي که مردم را مي زنند هم نفوذيهايي هستند که ميخواهند مردم و بسيج را خراب کنند .وقتي يک جا غبار درگيري بلند شد کسي نمي تواند بگويد من هيچ کار نکردم و فقط مظلومانه کتک خوردم و آنها هم که ماموران را زدند نفوذي بودند و بعد در دلم بگويم البته دستشان درد نکند.
    منتظر پاسخ شما هستم .
    + صادق مصلحي 

    دوست عزيز !

    کاش براي  حل سوالي که در ذهن داشتيد قدري مطالعه مي کرديد تا تصور نکنيد که هر کس قيام کرده الگويش حسين است و هر کس که حاکم شد يزيدي است

    شيعه فقط حسين ندارد که مظلومانه کشته شده بلکه علي هم دارد که چند هزار نفر قاري قران را به خاطر شورش کشت.آيا تصورش آسان است که علي براي حفظ حکومت خود هشت هزار نفر که همه ادعاي اسلام مي کردند وقران مي خواندند را با خشونت تمام سرببرد و هشت هزار خانواده را داغدار کند. و مسلما کشتن با شمشير با زير گرفتن  و له کردن يک جسد زمين تا آسمان فرق مي کند.

    تاريخ شيعه فقط حسين نديده !حسن هم ديده! سجاد هم ديده !مهدي را هم خواهد ديد! درحاليکه کساني رودروي مهدي خواهند ايستاد که براي مخالفت با او به قران استناد خواهند کرد و اگر شما باشيد قران را برخواهيد گزيد يا مهدي را؟؟

    باور کنيم هر کسي که ادعاي پيروي از اسلام و امام دارد راست نمي گويد.

    باور کنيم آمريکا خير خواه ما نيست .

    باور کنيم هرکس خوب بود تا آخر هم خوب نخواهد ماند.

    گاهي تصور ميکينم که حق را شناخته ايم اما ما روزي ده مرتبه در نماز از خدا مي خواهيم که ما را به راه راست هدايت کند.

    + از طرف يك حسين 

    منم مثل هر ايراني ديگه اي، از وقتي يادمه روزهاي عاشورا هر سال برام متفاوت بوده. حسينيه و دسته و هيات و ...

    يه کمي که بزرگتر شدم هميشه اين سوال برام مطرح بود که آخه وقتي الان براي ما اينقدر واضحه که امام حسين برحق بوده و يزيد بر باطل پس چرا اون موقع که مردم خود امام رو مي ديدن باز همچين اتفاقي افتاده. مساله برام خيلي گنگ بود. به نظرم يه چيزي اين وسط بود که من نمي فهميدم. البته هنوز هم فکر نمي کنم کامل فهميده باشم.

    به نظرم دستگاه حکومتي يزيد يه همچين جملاتي رو تبليغ مي کرده:

    -          طرف پسر پيامبر هست که هست. يزيد هم پسر عموي پيامبر ملاک حال افراده نه سابقه اونها.

    -          در حالي که همه در حال برگزاري حج که سنت رسول خداست بودن اين آدم از نيمه مراسم رو رها کرده. از اين بي‌حرمتي بزرگتر به ساحت پيامبر نمي شده داشت.

    -          اين آدم و برادرش و پدرش همه سابقه جنگ قدرت دارند.. الان هم مي‌خوان به همين منوال دوباره به قدرت برسند و از اين که مدتيه حکومت دست يه نفر افتاده که مردم قبولش دارند ناراحتند و داره بناي ناسازگاري رو ميزارند.

    -          در حالي که  ما الان با قدرت هاي بزرگ دنيا طرف هستيم و همه مسيحي‌ها دل به تفرقه در امت رسول خدا رو دارند اين آدم هم آمده و داره کمکشون ميکنه.

    -          ماه محرم ماه حرام محسوب ميشه. خروج از حکومت در ماه حرام چه معني جز جنگ افزوزي در ماهي که خدا خواسته جنگ نباشه داره؟ آيا اين جنگ با خدا نيست؟

    -          امير المومنين يزيد الان حاکم بر همه بلاد اسلاميه. پيروي از اون بر هر مسلماني واجبه. خدا در قرآن گفته از خدا يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم. الان صاحب امر يزيده. پس کسي که خروج کرده داره با خدا مي جنگه.

    -          ...

    اين جملات به نظر شما آشنا نيستند؟

    باور کنيم که اگر يزيد وانت نيروي انتظامي داشت به جاي اسب از اون براي گذر بر اجساد استفاده ميکرد.

    باور کنيم که اگر عاشورا حرمتي داره به خاطر کشته شدن امام حسين به خاطر حق بوده نه به خاطر تشنه مردنش.

    باور کنيم که مردمي که عاشورا رو براي اعلام اعتراض انتخاب مي کنند خودشون رو پيرو امام حسين مي دونند و نه حتاک به ساحت مقدس امام.

    باور کنيم که اگر حکومت يزيد دليلي براي متقاعد کردن امام داشت دست به شمشير نمي برد. حق نيازي به خشونت نداره.نيازي به قتل نداره. اين باطله مه مجبور ميشه عاشورا رو به وجود بياره.

    کسي که اعتراض در عاشورا رو دليل براي حتک حرمت به شمار بياره بايد اول از همه نوک پيکان رو به سمت خلق کننده عاشورا بگيره. عاشورا روز اعتراض نه عزاداري.

    دهم محرم فقط دهم محرم بود اگر امام حسين به خاطر حق قيام نمي کرد.

    پ.ن: وقتي صحنه عبور ماشين نيروي انتظامي رو از روي جسد مرد ديدم، دلم براي راننده بيشتر سوخت تا مرد مضروب. در تمام عمر اين صحنه براش مرور ميشه، از هر دست اندازي که عبور کنه براش لحظه اي رو که از ترس مجبور ميشه از روي جسد عبور کنه تداعي ميشه. مخصوصا اينکه اگه صحنه رو دقيق بررسي کنيد طرف از ترس و چون چاره اي براي فرار نداشته از رو جسد رد ميشه.

    خدايا! به اين ماه عزيز! ما رو تو شرايطي ننداز که کاري انجام بديم که از درنده ترين حيوانات هم برنمياد.

    خدايا! تو حفظمون کن والا شيطان بسيار به نفس ما قادره.

    خدايا حق آشکار شده.. تو ديده ما رو باز کن تا محروم نمونيم.

    پاسخ

    دوست عزيز !
    کاش براي حل سوالي که در ذهن داشتيد قدري مطالعه مي کرديد تا تصور نکنيد که هر کس قيام کرده الگويش حسين است و هر کس که حاکم شد يزيدي است
    شيعه فقط حسين ندارد که مظلومانه کشته شده بلکه علي هم دارد که چند هزار نفر قاري قران را به خاطر شورش کشت.آيا تصورش آسان است که علي براي حفظ حکومت خود هشت هزار نفر که همه ادعاي اسلام مي کردند وقران مي خواندند را با خشونت تمام سرببرد و هشت هزار خانواده را داغدار کند. و مسلما کشتن با شمشير با زير گرفتن و له کردن يک جسد زمين تا آسمان فرق مي کند.
    تاريخ شيعه فقط حسين نديده !حسن هم ديده! سجاد هم ديده !مهدي را هم خواهد ديد! درحاليکه کساني رودروي مهدي خواهند ايستاد که براي مخالفت با او به قران استناد خواهند کرد و اگر شما باشيد قران را برخواهيد گزيد يا مهدي را؟؟
    باور کنيم هر کسي که ادعاي پيروي از اسلام و امام دارد راست نمي گويد.
    باور کنيم آمريکا خير خواه ما نيست .
    باور کنيم هرکس خوب بود تا آخر هم خوب نخواهد ماند.
    گاهي تصور ميکينم که حق را شناخته ايم اما ما روزي ده مرتبه در نماز از خدا مي خواهيم که ما را به راه راست هدايت کند.
    سلام
    کاش تحليل همه چيز به همين آساني بود. ولي خوب مي دانيد که آنان که حق گفتند، هميشه جاي در ميان مردم نداشتند. چه سرنوشت غريبي که حق گويان هميشه تنها ماندند.
    پاسخ

    قبول ندارم که حق گويان هميشه تنها مانده باشند. مگر امام خميني حق گو نبود آيا تنها ماند و تنها بود؟بد نيست به آنچه اعتقاد داريم نگاهي دوباره بياندازيم .ببينيم حق چيست؟باطل چيست؟راحت تر اينست که بگوييم حق با کيست؟ اما بهتر است بپرسيم حق چيست؟چرا که با شناختن حق بدون در نظر گرفتن شخص مي توان حقگو را شناخت و شبيه حق را معرفي کرد. و اين سفارش امير المومنين است که مي گويد اعرف الحق تعرف اهله .
    حق امري ثابت است که گاه آنرا درک مي کنيم و مي دانيم خلاف آن باطل است اما گاه آنرا درک نمي کنيم و تصور مي کنيم که آنرا يافته و فهميده ايم و طبيعتا نه حق را شناخته ايم و نه باطل را .اگر جايز الخطا بودنمان را متوجه باشيم بر يافته هاي خود متعصب نخواهيم شد و همواره درپي يافتن حق خواهيم بود و طبعا ابتدا بايد نشانه ها و سپس مشخصات حق را بياموزيم تا در مقايسه و سنجش امور با آن مشخصه ها بتوانيم حق را ازباطلي که شبيه حق شده تشخيص دهيم
    اکنون براي شناختن حق بايد به عقل برگشت و سپس به دين و کلام خدا و پيامبر و جانشينان او
    البته صرف احترام به نام و تظاهر به ظاهر دين و بدون مطالعه و تحقيق نمي توان حق را شناخت و اين طور نيست که هر که حق را بشناسد آنرا دنبال کند چون حق در وصف وسيع ترين مجال را دارد اما در عمل تنگترين مصاف را
    اما اگر کسي بتواند از آنچه که دلش به آن انس گرفته و دوستاني که او را در راهش همراهي مي کنند وآسايشي که در جستجوي حق نيست جدا شود خدا او را به حق راهنمايي خواهد کرد چون خودش قول داده ان الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا
    + علي.ف 

    سلام.

    اگه يه مقدار حواستو جمع مي كردي مي ديدي اي دل غافل، اينجا كه شهر شيطانه، ولي ديگه كار از كار گذشته بود و تبعيت محض كار دستتون داده بود. نمي دونستيد كه كوه و دشت و صحرا مرد خودشو مي خواد و خداوند انسان را با عقل خود تنها گذاشته بود تا بلكه راه كمال رو پيدا كنه ولي ديد كه بعضي ها حتا در جزيي ترين امور زندگي چشم به آسمان دوختند.

     ولي دير متوجه مي شيد كه اين اخبار در نهايت بولتن سازي هاي فرمانده بوده كه به دليل ترس از قدرت ديگران تصميم به تخريب اونا گرفته و خودش تلاش كرده كه اين راه جدا بشه تا لااقل بتونه ادامه ي فرماندهيشو به آرامي طي كنه.

    پاسخ

    خدا هرگز مخلوقش را با عقلش تنها نگذاشته و اگر عقل تنها بود چه دليلي بود كه خدايي باشد و جز فرستادگان خدا چه كسي از خدا و قيامت و بهشت و جهنم صحبتي كرده ؟؟

    سلام دوست عزيز

    از تشريف فرمايي و اظهار نظر و لطفت ممنونم.

    داستان شما هم داستان سران فتنه امروز ماست.

    خدا كند كه هميشه دست در دست نائب امام زمان بگذاريم و هيچ وقت به دام گرگهاي اين جهان نشويم.