سفارش تبلیغ
صبا
[ و به مردى که در ستودن او افراط کرد ، و آنچه در دل داشت به زبان نیاورد فرمود : ] من کمتر از آنم که بر زبان آرى و برتر از آنم که در دل دارى . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :9
بازدید دیروز :12
کل بازدید :157207
تعداد کل یاداشته ها : 133
97/4/26
7:34 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
صادق مصلحی[38]

خبر مایه
لوگوی دوستان
 

خون شهید محمد حسین مصلحی وادقانی را منافقانی بر زمین ریختند که ایرانی بودند و فارسی زبان و ظاهرا مسلمان. نظام آخوندی و سپاه و حوزه های علمیه را دشمن درجه یک خود می دانستند و با دشمنان نظام دوستی محکم داشته و دارند. اجازه نخواهم داد دوباره منافقانی که خود با نظام و اسلام دشمنی دارند با نام دفاع از دموکراسی خون این شهید را پایمال کنند.

بعد از مدتی یکی از بروشورهای تبلیغاتی مهندس موسوی را برداشتم (که جنجالی بزرگ را در پی داشت) و مطالعه  کردم تا یکبار خارج از فضای هیجانی قبل از انتخابات آنرا بررسی کنم .با مطالعه این بروشور به چند نکته جالب توجه برخورد کردم .

شما هم نظر خود را درباره این چند نکته بگویید.ادامه مطلب...
88/12/9::: 6:3 ع
نظر()
  
میرحسین موسوی با اشاره به آنکه نه خود نه کروبی و نه خاتمی برای عاشورا بیانیه نداده اند، اغتشاشگران را "مردم خداجوی" نام می برد و بدون اشاره ای به تبلیغات وسیع منافقین و ماهواره های ضد انقلاب حرکت ضد اسلامی در روز عاشورا را "حرکتی خود جوش" می داند.

به گزارش برنا، داماد لرستان در حالیکه هتاکان را "عزاداران حسینی" می خواند، بی هیچ اشاره ای به شعار "مرگ بر اصل ولایت فقیه" ادامه می دهد: "عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند."

همسر زهرا رهنورد، با نادیده گرفتن آتش زدن بانک و ساختمان ها و اموال عمومی، بستن راه عزاداران حسینی، سوت و کف و هلهله حامیان سبزپوش و ... در اقدامی عجیب از صداوسیما خواستار پخش تصاویر هتاکی می شود: "اگر صدا و سیما یک جو انصاف و عقل داشت می توانست برای تلطیف فضا و نزدیک کردن مردم به همدیگر گوشه ای از این صحنه ها را نشان دهد."

وی با هراسی آشکار از شعارهای مردم میلیونی در اجتماع بزرگ عاشوراییان و برای فرار رو به جلو از دست محکمه قضایی ادامه می دهد: "بنده به صراحت و روشنی می گویم فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد."

موسوی با انتقاد و ناراحتی از آیت الله علم الهدی در پی سخنرانی مستدلش در روز چهارشنبه و آشکار کردن خط نفاق و حزب شیطانی جریان آشوبگر، بدون اشاره به اقادامات تروریستی منافقین و هوادارانش در 6 ماهه گذشته ادامه می دهد: "این چه سخنرانی است که از تریبون دولتی مردم را به جنگ با یکدیگر دعوت می کند و یک عده را حزب الله می نامد و عده ای دیگر را حزب الشیطان؟ بارها در یک سخنرانی کوتاه اعلام می کند مردم توجه کنید جنگ است! آیا این سخنان دعوت به جنگ و شورش داخلی نیست؟"


وی بدون یاد کردن از شعارهای "نه غزه نه لبنان" در راستای منافع رژیم صهیونیستی و یا شعار "جمهوری ایرانی" در راستای منافع سکولارها و ضد انقلاب و منافقین از انتصاب هوادارانش با منافقین گله می کند و می گوید: "تهمت بی دینی و همراهی با قدرتهای بیگانه مستکبر و افراد بدنام و جریانهای منحوسی چون منافقین ناشی از چشم بستن به ماهیت مشکلات ملی کشور است. من به عنوان یک دلسوز می گویم منافقین با خیانت ها و جنایت های خود مرده اند، شما برای کسب امتیازهای جناحی و کینه ورزی آنها را زنده نکنید."

موسوی که هنوز خاطره دروغ بزرگ "تقلب در انتخابات"ش در ذهن ها زنده است، چند هزار نفر اغتشاشگر را در مقابل جمعیت میلیونی و ضد اشرافیت جنبش می خواند و می افزاید: "جنبش سبز مخالف دروغ است و آنرا آفتی خانمان برانداز برای کشور می داند و از اینرو دروغ های سیاسی و امنیتی و اقتصادی و فرهنگی و امثال آنرا خطری بزرگ برای کشور می دانیم."

البته سابقه عدم اطلاع موسوی از اخبار و اتفاقات امری مسبوق به سابقه است بطوریکه وی در ختم سعید پورآقایی که هنوز زنده و کاملا سالم  است، برای عرض تسلیت! شرکت کرده بود.

موسوی بدون اینکه از تبلیغات وسیع بی بی سی فارسی، صدای آمریکا، سی ان ن و سایر رسانه های آمریکایی و انگلیسی و بیانیه های متعدد کاخ سفید و اوباما در حمایت از آشوب های خود یاد کند، می گوید: "ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی. تا حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید یاری آنها را داریم. "

این "نقاش خیال پرداز" در حالیکه گویا از وقایع عاشورای امسال کمترین اطلاعی ندارد و نه سوت و کف و هلهله ای شنیده نه شعراهای رادیکال و نه آتش بر اموال مردم را، حرمت شکنی آشکار روز عاشورا را با اگر و اما همراه می کند و می افزاید: "مسلما حرمت شکنی اگر در روز عاشورا صورت گرفته باشد مورد تایید ما نیست"

وی در حالیکه 6 ماه تمام به انکار، مخالف و معاندت با قانون اساسی و اصول آن مبادرت ورزیده است، در پایان بندهایی می آورد و تاکید دارد که "دولتی روی کار بیاید و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چهارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد."

موسوی که گویا کتاب قانونش تنها چند بند قانون اساسی را داراست، در پایان بر " به رسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکل ها و پایبندی به اصل 27 قانون اساسی" تاکید می کند و از اصول دیگر قانون و شروط اجرای بند 27 سخنی نمی گوید.
88/10/12::: 9:29 ص
نظر()
  

کاروان شب و روز در حرکت بود و زمان کمی برای استراحت توقف می کرد.
افراد سختیهای زیادی را پشت سر گذاشته بودند اما اشتیاق رسیدن به شهر و دیار و
نجات از کمین دزدان و راهزنان آنها را به حرکت سریعتر وا می داشت . در این کاروان
افرادی بودند که راه را بلد بودند اما راهنما و فرمانده یک نفر بود هر چند گاهی
بین راه بلدها و راهنما اختلاف نظرهایی مثل اینکه کجا اطراق کنیم یا چقدر آب
برداریم پیش می آمد اما به هر حال حرف راهنما عملی می شد و بقیه اطاعت می کردند تا
اینکه یکی از آنها با راهنما اختلاف نظر زیادی پیدا کرد تاجاییکه با خود گفت من هر
چه می گویم او مخالف است چند نفر هم که با این راه بلد صمیمی تر بودند او را تحریک
به مخالفت جدی کردند آنها به او می گفتند که مگر تو راه را بلد نیستی ؟پس نیازی به
راهنمایی او نداری تو راه خود را برو او هم راه خود را می رود.

و اینچنین شد که او اعلام کرد من از راه دیگری حرکت خواهم کرد
کاروانیان متحیر شدند که او چرا چنین تصمیمی را گرفته است دلسوزان و حتی سایر راه
بلدها هم او را از این کار نهی کردند و آن را خطرناک توصیف کردند اما هر چه اصرار
و هشدار بیشتر می شد انکار و لجاجت این فرد هم بیشتر می شد تا اینکه اعلام کرد من
ازراهی می روم که نزدیکتر و بهتر است هر کس می خواهد می تواند با من بیاید .

کاروان دو دسته شد وعده ای همراه راه بلد که اکنون برای خود یک
راهنمای مستقل شده بود از راهی دیگر رفتند .این عده با خود فکر کردند که این هم
راه را بلد است پس فرقی نمی کند بالاخره به مقصد می رسیم وشاید هم زودتر
رسیدیم.چند نفری هم که از راهنما دل خوشی به خاطر امر و نهی هایش نداشتند با کمال
میل با این گروه همراه شدند.

سایر کاروانیان وقتی به شهر رسیدند سراغ دوستانشان را گرفتند تا
ببینند آیا آنها رسیده اند یا خیر اما هیچ کس از آنها خبری نداشت روزها گذشت ولی
باز هم خبری نشد تا اینکه بعد از مدتی یکی از آنها با لباس پاره و خونین درحالیکه
رمق راه رفتن نداشت وارد شهر شد .او خبر آورد که در میان راه دزدان راه را بر ما
گرفتند و اموال ما را غارت کرده و هر که مقاومت کرد کشتند و تعدادی که باقی ماندند
در راه از گرسنگی و تشنگی مردند.و وقتی با تعجب مردم مواجه شد گفت هر چند در میان
ما افراد قدرتمندی بودند اما چون تعداد ما کم بود  نتوانستیم مقاومت کنیم و آنهایی که راهنمای ما
را بر جداشدن تشویق می کردند خود همدست راهزن ها بودند و در حقیقت آنها ما را به
سوی راهزن ها بردند.

الشاذ من الناس للشیطان کما ان الشاذ من الغنم للذئب

جدا شده از مردم نصیب شیطان می شود همانطور که گوسفند جدا شده از گله
نصیب گرگ می شود (نهج البلاغه خطبه 127)


88/10/12::: 7:59 ص
نظر()
  

نزدیک به یک سال بودکه یکی از دوستانم در مرکزی که افرادی با تفکرات سازمان مجاهدین و جبهه مشارکت حضور داشتند مشغول کار شده بود این حضور در این محل کار و گفتگو و رابطه دوستانه با این افراد موجب تغییر نگرش نسبت به نظام و دولت و جریان حاکم شده و در انتخابات نمود کاملی یافت اما او که زمینه خانوادگی و آموزشی متفاوتی داشت خود به این تغییر نگرش اعتراف کرد و بعد از یک گفتگوی کوتاه در زمینه مسایل بعد از انتخابات تصریح کرد که بسیار بد بین شده ام از او نپرسیدم به چه کسی و چه جریانی چون از سخنانش روشن بود که به نظام و دولت و شورای نگهبان و هر کسی که در جبهه مخالف موسوی و کروبی قرار دارد بد بین شده است

برایم عجیب نبود وبه او هم گفتم که من نیز زمانی در این فضا قرار گرفته ام وبسیار بیشتر از او. هنوز دوستان قدیمی من در این فضا گرفتارند شاخصه اصلی این فضا بد بینی و سوء ظن است اما نه به کفار و دشمنان قسم خورده بلکه به کسانی که در حزب مخالف آنها قرار دارند آنها کاری به آمریکا و انگلیس ندارند نه از این جهت که دشمنی آنان مسلم است بلکه از این جهت که دشمنی نزدیک تر و آشکار تر را روبروی خود می بینند از نظر برخی از دوستانم بی بی سی ورادیو فردا و رادیو آمریکا از صدا وسیمای ما معتبرتر هستند چون این خبرگزاریها خبرهای مطلوب آنها را زودتر و صریحتر و داغتر به گوششان می رساند

ظاهرا شاخصه کلی جریان چپ منفی گرایی و سیاه نمایی اکثریت حاکم است و من اینرا با تمام وجودم حس کرده ام

اکنون جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین و مجمع روحانیون مبارز و طیف گروههای چپ همه مواضعی را دنبال می کنند و از نظام مطالباتی دارند  که با اکثریت حاکم مخالف و با سخنان مقامات آمریکایی و انگلیسی همسوست آنها بدون اینکه درباره غربیها موضعگیری روشنی داشته باشند از مهندسی آرا سخن می گویند و تقلب و دروغ و ....حتی آشوبها وتیراندازیها و آتش زدن اتوبوسها و مساجد را علی رغم اینکه همه در خیل معترضان به انتخابات قرار دارند را به اکثریت حاکم نسبت می دهند و ترجیح می دهند آمریکا را از دخالت در این آشوبها تبرئه کنند هر چند مسئولان امنیتی آن به بودجه 400میلیون دلاری اختصاص یافته اعتراف کرده باشند و دخالت رسانه ها و خبرگزاریهای آنها قابل اثبات باشد

آنها شورای نگهبان را از قدیم الایام قبول نداشته اند گاهی بر سر نظارت استصوابی بحث می کرده اند و گاهی آنها را متهم به طرفداری از یک جریان در انتخابات می کرده اند گاهی به نصایح امام به اعضای شورا استناد می کرده اند اما هرگز نظرات امام را به صورت جامع دراین باره ندیده اند

سخن در شاخصه های این جریان بسیار است اما همه بریک شاخصه تاکید دارند سوء ظن نسبت به اکثریت حاکم


88/4/3::: 10:37 ص
نظر()