در جامعه بعد از انقلاب همواره دو تفکر وجود داشته که در برخی مسایل با هم اختلاف نظر دارند وا ین اختلاف هیچ گاه بر طرف نشده و بر همین اساس می توان گفت که مشخصه این دو گروه نظرات خاص آنان در موضوعات خاصی است که اگر خدا توفیق دهد اشاره خواهم کرد
این دو گروه در هر زمانی نامی به خود گرفته اند و تحت لوای حزب یا جبهه و گروهی به ابراز عقاید خود در موضوعات مختلف پرداخته اند گاهی چپ و راست زمانی اصلاح طلب و اصولگرا و هر کدام تلاشهایی قابل تقدیر داشته اند و متقابلا ایراداتی که لازمه انسان بودن اعضای آنهاست و چرخ روزگار هم گاهی به مراد یکی و گاهی به مراد دیگری بوده است . اقلیتی از افراد جامعه هم به حسب تعلقات و تمایلات و عقاید و سلایق خود و تشخیص اینکه کدام یک از این دو گروه چه کرده اند و چه عقایدی دارند از آنها حمایت می کنند البته ناگفته نماند که بسیاری نیز صرف تقلید از فرد یا گروه دوستان و نزدیکان و آشنایان به حمایت از هریک از این دو گروه پرداخته اند و هیچ شناخت روشنی از اهداف و برنامه های این دو گروه ندارند و اکثریتی هم بی طرف به دنبال زندگی خود بوده اند و برایشان این و آن هیچ فرقی نداشته است
گاهی نظرات یک حزب به تبع عواملی تغییر کرده تا جایی که مثلا تفکر اقتصادی یک حزب ده سال بعد کاملا مخالف تفکرات ده سال قبل بوده است و گاهی اختلاف نظر در برخی مسایل باعث بروز شکاف و تشکیل گروهی جدید از دل یکی از این گروهها شده است
معمولا ایام انتخابات این احزاب مختلف به دنبال ائتلاف یا لیست یا کاندیدای مشترک به هم نزدیک شده و همان رقابت دو گروه نمود پیدا می کند که نمونه آنرا در انتخابات ریاست جمهوری اخیر به وضوح مشاهده کردیم
همه این گروهها خصوصا آنها که رسما حزب یا گروه تشکیل داده اند در رهبری امام خمینی و تبعیت از قانون اساسی و حفظ اصل نظام اتحاد نظر دارند اما هر کدام به نحوی تفکرات خود را از سخنان امام استخراج کرده و نظراتشان را به ایشان نسبت می دهند و برنامه های خود را در جهت اجرای قانون اساسی می دانند و اهداف خود را اهداف امام و قانون اساسی معرفی می کنند و البته هر کدام اصلی را انگشت گذاشته و آنرا پر رنگتر جلوه می دهند
اینکه هر کدام چطور عمل کرده اند و کدام یک از این دو گروه به امام و اسلام و قانون اساسی نزدیک ترند پاسخ روشنی دارد البته برای طرفداران هر گروه زیرا به عقیده آنها حزب و گروه خودشان کارنامه مثبت و آرمانهای متعالی تری دارد اما برای کسی که در بند تفکرات رسوب کرده در ذهن خود نباشد و از تغییر عقیده نترسد و بدنبال حقیقت باشد پاسخ بسیار مشکل است خصوصا که در این زمینه هر گونه مطلق گویی و مطلق گرایی خطایی بزرگ است .
همواره برایم سوال بود که این جمله امام چه زمانی و در چه مناسبتی گفته شده و چه مقدمه وموخره ای داشته است تا اینکه بدنبال جواب این سوالات به این بیان از حضرت امام دست یافتم
برای آنها که امام خمینی و انقلاب اسلامی و طبعا نظام اسلامی مبتنی بر آن را قبول ندارند که حرجی نیست و انتظاری نمی رود اما از آنها که شعار ارزشهای زمان امام می دهند و جمله میزان رای ملت است را تکرار می کنند و طرفدارانشان تصور می کنند با آماده شدنش نام امام زنده می شود خوب است به این جملات یکبار دیگر و بدون تعصب نگاه کنند.
((میزان اکثریت است وتشخیص شورای نگهبان ))
من باز به همه این آقایانی که میخواهند نطق کنند و اعلامیه بدهند و نمیدانم نامه سرگشاده بفرستند و ازاین مزخرفات، به همه اینها اعلام میکنم که برگردید به اسلام، برگردید به قانون ، برگردید به قرآن کریم ، بهانه درست نکنید که اسباب این بشود که شما همه به انزوا کشیده بشوید. من به بسیاری از شما علاقه دارم و میل دارم که همه به قانون عمل کنند و همه در جای خود باشند و چنانچه اینطور نباشد، مسئله طور دیگر خواهد شد. (صحیفه امام جلد 14 صفحه 415)
*نمیشود از شما پذیرفت که ما قانون را قبول نداریم. غلط میکنی قانون را قبول نداری!قانون تو را قبول ندارد نباید از مردم پذیرفت، از کسی پذیرفت ، ما شورای نگهبان را قبول نداریم. نمیتوانی قبول نداشته باشی. مردم رای دادن به اینها ، مردم 16 میلیون تقریبا یا یک قدری بیشتر رای دادن به قانون اساسی. مردم که به قانون اساسی رای دادند منتظرند که قانون اساسی اجرا بشود؛ هر کس از هرجا صبح بلند میشود بگوید من شورای نگهبان را قبول ندارم ، من قانون اساسی را قبول ندارم ،من مجلس را قبول ندارم ، من رئیسجمهور را قبول ندارم ، من دولت را قبول ندارم. نه ! همه باید مقید به این باشید که قانون را بپذیرید ، ولو برخلاف رای شما باشد. باید بپذیرید، برای اینکه میزان اکثریت است ؛ و تشخیص شورای نگهبان که این مخالف قانون نیست و مخالف اسلام هم نیست ، میزان است که همه باید بپذیریم. (صحیفه امام جلد 14 صفحه 378)
* اگر یک جایی عمل به قانون شد و یک گروهی در خیابانها برضد این عمل بخواهند عرض اندام کنند، این همان معنای دیکتاتوری است که مکرر گفتهام قدم به قدم پیش میرود، این همان دیکتاتوری است که به هیتلر مبدل میشود انسان،این همان دیکتاتوری است که به استالین انسان را مبدل میکند. اگر قانون در یک کشوری عمل نشود ، کسانی که میخواهند قانون را بشکنند اینها دیکتاتورانی هستند که به صورت اسلامی پیش آمدهاند یا به صورت آزادی و امثال این حرفها. اگر همه این آقایان که ادعای این را میکنند که ما طرفدار قوانین هستیم ، اینها با هم بنشینند و قانون را باز کنند و تکلیف را از روی قانون همه شان معین کنند و بعد هم ملتزم باشند که اگر قانون برخلاف رای من هم بود من خاضع ام ، اگر بر وفاق هم بود من خاضعام ،دیگر دعوایی پیش نمیآید؛ هیاهو پیش نمیآید. (صحیفه امام جلد 14 صفحه 415)
* قانون معنایش این است که{ همه} چیزها {را} به حسب قانون اسلامی ، به حسب قانون کشوری که منطبق با قوانین اسلام است ، همه را ،وظیفهاشان را قانون معین کرده. بعد از این که قانون وظیفه را معین کرد ، هر کس بخواهد که برخلاف او عمل بکند، این یک دیکتاتوری است که حالا به صورت مظلومانه پیش آمده است و بعد به صورت قاهرانه پیش خواهد آمد و بعد این کشور را به تباهی خواهد کشید و این کشور وقتی به تباهی کشیده شد و این مردم متفرق و مختلف با هم شدند ، این همان وظیفه ای است که برای ابرقدرتها باید انجام بدهد این آدم انجام داده، ولو خودش نمی فهمد، اگر بفهمد که دیگر مصیبت بالاتر است،لکن خودشان ملتفت نیستند. (صحیفه امام جلد 14 صفحه 415)
میر حسین موسوی:
برنده اصلی انتخابات با آرای بالا اینجانب هستم. مردم به بنده رای دادند و ما بر اساس نتایجی که از استانها و روستاها داشتیم این نتیجه را قطعی می دانیم.
صادق محصولی وزیر کشور با اشاره پایان شمارش آرا دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، نتایج انتخابات را به شرح زیر اعلام کرد:
مجموع آراء 39165191 رای با مشارکت بیش از 85 درصد
محمود احمدینژاد: 24527516 رای معادل 62و63درصد
میرحسین موسوی: 13216411 رای معادل 75و33 درصد
یعنی چه اتفاقی افتاده ؟! تقلب شده؟یا آمارهای وزارت کشور احمدی نژاد دروغه ؟گمان نکنم بیرون کردن صدها ناظر موسوی و ندادن تعرفه رای به شش میلیون باقی مانده و پشت در نگهداشتن آنها هم بتونه این اختلاف باور نکردنی رو توجیه کنه؟اختلافی که موسوی حتی تصورش رو هم نمی کرد
.
دولت و نظام باید خیلی قوی باشن که بتونن این تقلب بزرگ رو به خورد ملت بدن .
وقتی بچه بودیم بیشتر وقتا که بعضیا تو بازی می باختن شروع به داد و بیداد می کردن که :جر زدی ماقوله کردی من قبول ندارم باید از نو بازی کنیم.
امیدوارم کسانی که کسانی که قصد دارند بازی را به هم بزنن و توپ رو پاره کنن فقط همون ده یازده نفری باشن که دستگیر شدن
بنام خدا
عجب مناظره ای بود
!
باور نمی کردم که
محمود احمدی نژاد چنین جسارتی نشان بدهد و شخصیتهای اسطوره ای نظام را هم به چالش
بکشد.مسلما بسیاری این رفتار را نکوهش خواهند کرد نظر من هم این است که می شد کمی
آرامتر به این موضوعات پرداخت و محمود احمدی نژاد تندروی کرد.شاید او هم مغرور شده
باشد و خود را قهرمان محبوب مردم ایران تصور کرده .شاید هم لازم بود که مردم ما با پشت پرده
بسیاری از این مسائل آشنا شوند .اما از این تندروی او که بگذریم پاسخهای کوبنده ای
به تخریبات انتخاباتی رقبایش داد.
به قول خودش اگر
او نبود رقبایش برای گفتن چه داشتند ؟نه هاله نوری بود نه هولوکاستی بود نه
تهدیدات آمریکا و اسرائیل بود.....احتمالا نه حزب اللهی بود نه حماسی بود نه طرح
صلح خاور میانه ای نیاز بود نه ....
و بالاخره
من به عنوان یکی از مریدان احمدی نژاد که شیفته این جسارت
او هستم از همه دوستانی که تصور می کنند به قهرمانهای اسطوره ای آنها توهین شده
عذر خواهی می کنم